موهای تنت سیخ خواهد شد!
وقایع وهمآلود بدذات و صدای قدمهایی دلهرهآور در لابهلای صفحات این کتاب ترسناک شب و روز تعقیب میکنند!
داستانهایی از گیدومو پاسان، چارلز دیکنز، جان گوردون، آلیسون پرینس و...
مرگ تاثیرگذار
فرمانده با خونسردی رفتن آنها را تماشا میکرد. او به همان اندازه که خودش را دچار مخاطره میکرد، دیگران را هم به خطر میانداخت. میگفت خیلیها کشته میشوند و این قانون جنگ است. اما افراد شجاع خیلی کمتر کشته میشوند...
کلاف سردرگم (گزیدهای از داستانهای امروز)
ناگهان چون پلنگی خشمناک راه افتاد. اتفاقا این آقای معلم لهجه غلیظ شیرازی داشت و اصرار داشت که خیلی خیلی عامیانه صحبت کند. همینطور که پیش میآمد با لهجه خاصش گفت:
‹‹بهبه نرهخر. مثل قوالها صورتک زدی؟ مگه اینجا دسته هفت صندوقی آوردن؟››
صدایی از دیوار
بچه که مرد، مادرم خرد شد، نه یک دفعه، بلکه تکه به تکه، مثل بشقابهایی که یکی پس از دیگری از قفسه سقوط میکنند و خرد میشوند. هرگز نفهمیدم چه موقع اتفاق میافتد، به این ترتیب تمام مدت، در حالت انتظار، عصبی و بیقرار بودم.
پدرم به شیوه متفاوتی خرد میشد. او سعی میکرد اوضاع را رو به راه کند. ...
بهترین داستانهای جهان 3 (قرن 19 و 20 دوران طلایی بخش دوم) مجموعه داستان
در واقع حاصل کار غمانگیز و آرامبخش است. دست مستقل و مغرور که اعتقاد داشت برای خود شخصیتی دارد، ا ز هستی خودمختار برخوردار است و اداره خود را بر عهده دارد. به این نتیجه رسید که او تنها یک درونمایه ادبی است. مضمونی تخیلی که بارها سوژه قلم نویسندگان قرار گرفته است و من باید بگویم که دست با ...