رمان خارجی

مرگ در آند

(Death in the andes)

او را لب جاده، درست بیرون واحه پیدا کرد، کنار کوره‌راهی با درخت‌های بید و گلابی جنگلی و آکنده از قار و قور قورباغه‌ها. دختر، آزرده و غمگین، داشت طرف دهکده‌اش می‌رفت. کاسیمیرو بالاخره دلش را به دست آورد، راضی‌اش کرد که سوار واننت بشود و او را به حوالی دهکده‌اش رساند.

آگاه
9789643290771
۱۳۹۰
۳۲۸ صفحه
۱۵۷۵ مشاهده
۰ نقل قول
ماریو بارگاس یوسا
صفحه نویسنده ماریو بارگاس یوسا
۲۱ رمان خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا داستان‌نویس، مقاله‌نویس، سیاست‌مدار و روزنامه‌نگار اهل پرو است. یوسا یکی از مهمترین رمان‌نویسان و مقاله‌نویسان معاصر آمریکای جنوبی و از معتبرترین نویسندگان نسل خود است. ماریو بارگاس یوسا بیست ساله بود که اولین داستانش منتشر شد؛ داستان کوتاهی بود به اسم «سر دسته ها» که در یکی از نشریات پایتخت به چاپ رسید. اما راه درازی را در پیش داشت و شاید خودش هم آن قدر جاه طلبی نداشت که روزگاری نامش را در میان ...
دیگر رمان‌های ماریو بارگاس یوسا
نامه‌هایی به 1 نویسنده جوان
نامه‌هایی به 1 نویسنده جوان به سنت ریلکه شاعر اتریشی در اثر به یادماندنی‌اش: نامه‌هایی به یک شاعر جوان، بارگاس یوسا هم آموخته‌ها و آزموده‌های دوران نویسندگی‌اش را در دوازده نامه برای نویسندگان جوان و پرشور فراهم آورده است. در دیدگاه بارگاس یوسا، نویسنده انسانی است سرشار از شوق سیری‌ناپذیر خلق دنیایی دیگر، اما به روی کاغذ آوردن خیال و بنا کردن دنیای نو، ابزار ...
سور بز
سور بز اورانیا. پدر و مادر چندان لطفی در حقش نکرده بودند، نامش آدم را به یاد سیاره‌ای در آسمان یا فلزی معدنی می‌انداخت، به یاد همه چیز مگر زنی بلندبالا و خوش‌سیما با پوست آفتاب سوخته و چشم‌های درشت و سیاه کم و بیش غمگین که از توی آینه به او نگاه می‌کرد. اورنیا! واقعا که چه اسمی.
وسوسه ناممکن ویکتور هوگو و بینوایان
وسوسه ناممکن ویکتور هوگو و بینوایان در بینوایان قضا و قدر آن چیزی نیست که از نام‌اش بر می‌آید، یک تصادف، امری پیش‌بینی نشده و استثنایی، گسست وضعیت عادی، بلکه پدیده‌ای است دائمی، که مدام در زندگی پر سوناژها مداخله می‌کند، آن را شکل می‌بخشد و به سمت نیک‌بختی یا محنت سوق می‌دهد. راوی از زمینه‌چینی‌های مرموز قضا و قدر که به کرات رخ می‌دهند سخن ...
سال‌های سگی
سال‌های سگی بارگاس یوسا در سال‌های سگی، که در آن، در پرداخت هر رویداد هویت واقعی یکی از آدم‌های اصلی را تا لحظه آخر پنهان نگاه می‌دارد، شعاع‌های چند لایه بر واقعیت می‌تاباند، زیرا معتقد است که رمان به نسبت تعداد سطوح واقعیتی که مطرح می‌کند بزرگ‌تر و جامع‌تر ارائه می‌شود.
چه کسی پالومینو مولرو را کشت
چه کسی پالومینو مولرو را کشت دونیا لوپه التماس‌کنان زانو زد. چیزی نمی‌دانست،‌ چیزی درک نمی‌کرد. «من کاری نکردم، قربان. هیچی،‌ هیچی. دو تا بچه رو که اتاق می‌خواستن راهشون دادم. به خاطر خدا، فرض کنین مادرتونم، قربان،‌ تیراندازی نکنین ما نمی‌خوایم اینجا رسوایی چیزی پیش بیاد.»
مشاهده تمام رمان های ماریو بارگاس یوسا
مجموعه‌ها