رمان نوجوان

قلب جوهری (3 گانه جوهری 1)

(Tintenherz)

وقتی که انگشت‌خاکی روی در شماره 5 کوبید، صدای خش‌خش ضعیفی از آن طرف به گوش رسید. او در حالی که به سراغ قفل می‌رفت، آهسته گفت: انگار می‌خواستن زنده نگهش دارن. اونا افراد محکوم به مرگ رو تو سرداب زیر کلیسا نگه می‌دارند. از وقتی که الکی به باستا گفتم که یه بانوی سفید تابوت‌های سنگی رو اون پایین تسخیر کرده، هر وقت کاپریکورن اون رو می‌فرسته سرداب،‌ صورتش مثل کچ سفید میشه...

بهنام
9789645668585
۱۳۸۸
۶۰۸ صفحه
۲۵۷۳ مشاهده
۵ نقل قول
نسخه‌های دیگر
کورنلیا فونکه
صفحه نویسنده کورنلیا فونکه
۱۲ رمان کورنلیا فونکه از نویسندگان معاصرادبیات نوجوانان آلمان است، نویسنده‌ای خلاق که بسیاری او را همتای آلمانی جی کی رولینگ، آفریننده ی "هری پاتر" می‌دانند. کورنلیا فونکه در دهم دسامبر ۱۹۵۸ در شهر دورستن (Dorsten ) آلمان زاده شد. دوره ی دبیرستان را در همان شهر به پایان رساند. پس از گرفتن دیپلم به هامبورگ رفت تا رشته امور تربیتی بخواند. پس از دانش‌ آموختگی ۳ سال به عنوان مددکار اجتماعی در پروژه های آموزشی کار کرد. کار با کودکان ...
دیگر رمان‌های کورنلیا فونکه
شاه دزد
شاه دزد این کتاب یک رمان و دربارة دو برادر 14 و 8 سالة آلمانی است که پدر و مادرشان را از دست داده‌اند. آن‌ها از دست خاله و شوهرخالة خود که می‌خواهند دو برادر را از هم جدا کنند، به شهر ونیز ایتالیا می‌گریزند. بستگان‌ آن‌ها کارآگاهی را مأمور می‌کنند تا بچه‌ها را پیدا کند، اما پسرها عضو باندی شده‌اند که ...
سیاه قلب (رمان‌های 3 گانه فونکه 1)
سیاه قلب (رمان‌های 3 گانه فونکه 1) از مرد غریبه جز سایه‌اش چیزی دیده نمی‌شود، ولی مگی می‌تواند از پشت پنجره هاله‌ای از چهره مرد را ببیند. این غریبه کیست که گرد انگشت صدایش می‌زنند؟ کاپریکورن و جادوزبان چه نقشه‌ای دارند؟ مگی که عاشق کتاب و کتاب‌خوانی است، جواب این پرسش‌ها را در یک کتاب پیدا می‌کند، اما خب که چی؟!
ایگرن شجاع
ایگرن شجاع ایگرن و خانواده‌اش در قلعه بیبرنل زندگی می‌کنند، قلعه‌ای با شیرهای سنگی نعره‌کش و کتاب‌های سخنگو و خندقی پر از مار. پدر و مادر ایگرن جادوگرهایی بسیار ماهرند. حتی برادرش آلبرت هم جادو بلد است. اما ایگرن به جای این کارها دایم شمشیرزنی تمرین می‌کند، با این امید که روزی شوالیه‌ای معروف شود. روزی پدر و مادر ایگرن موقع جادو ...
مرگ جوهری (3 گانه جوهری 3)
مرگ جوهری (3 گانه جوهری 3) چشم‌هایش انگشت‌خاکی را در جا میخکوب کرد؛ چشمان سرخ در آن تاریکی مطلق، چشمانی هم بی‌رحم و هم بی‌روح؛ هیچ دیروز یا فردایی نداشت، بدون نور و گرما، اسیر در سرمای خود، عنصر سرما‌بخش اهریمنی. انگشت‌خاکی آتش دور خود را همچون پوست خز گرمی احساس می‌کرد. کم مانده بود پوستش را بسوزاند، اما تنها محافظ او در برابر آن چشمان بی‌روح ...
ارباب دزدها
ارباب دزدها زمستان زودتر به ونیز آمده است.دو پسر بچه یتیم در حال فرار هستند و در کانال‌های قدیمی و کوچه‌های مه گرفته‌ی شهر پنهان‌ می‌شوند.آن دو با گروهی از بچه‌های خیایانی و رئیس مرموزشان آشنا می‌شوند.پناهگاه آنها یک سینمای متروکه است.کاراگاهی که تمام فکرش مشغول تغییر دادن قیافه خودش و نگه‌داری از لاک‌پشت‌هایش است.اما خطر بزرگ‌تری که آزادی تازه به دست ...
مشاهده تمام رمان های کورنلیا فونکه
مجموعه‌ها