رمان خارجی

پیکره‌ ماروسی

(The colossuus of maroussi)

پرسش
9789646629882
۱۳۸۴
۲۵۶ صفحه
۱۱۲۸ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های هنری میلر
لبخند پای نردبان
لبخند پای نردبان می‌خواستم قهرمان داستانم، آگوست، مثل نور از صحنه خارج شود، اما نه با مرگ؟ می‌خواستم مرگ او روشنی‌بخش راه باشد، آغاز باشد، نه پایان. آغاز زندگی زمانی است که آگوست خودش می‌شود، نه فقط آگوست، بلکه همه انسان‌ها.
عصر آدمکش‌ها
عصر آدمکش‌ها اگر رسالت شعر بیدار کردن ما می‌بود. هر آینه می‌بایست از سال‌ها پیش بیدار شده باشیم. تنی چند بیدار شده‌اند، نباید منکر این بود. اما اکنون موضوع این است که همه مردم ـ بی‌درنگ ـ بیدار شوند، اگرچه خطر نابود شدنشان در میان باشد... بی‌شک، انسان هرگز از میان نخواهد رفت، اما فرهنگ، تمدن و طرز زندگی از میان خواهد ...
لبخند در پای نردبام
لبخند در پای نردبام
شیطان در بهشت
شیطان در بهشت حقا که مصائب موریکان بی‌شمار بود. مثل ایوب از هر سو بلا می‌دید. می‌شود گفت فاقد ایمان ایوب بود ولی مع‌ذلک استقامت شایانی نشان می‌داد. شایان‌تر از همه این‌که مصائبش بی‌پایه بود. به جان می‌کوشید که از رو نرود، به ندرت اظهار عجز می‌کرد، لااقل در حضور من که نمی‌کرد، اما وقتی که اشک عنان اختیارش را می‌ربود، نمی‌توانستم تحمل ...
مشاهده تمام رمان های هنری میلر
مجموعه‌ها