رمان خارجی

پیامبر و باغ پیامبر

این کتاب شامل دو داستان از «جبران خلیل جبران» است. پیامبر داستان پیام‌آوری به نام المصطفی است که روزی با کشتی بر ساحل سرزمین اورفالیس وارد می‌شود و دوازده سال بعد که قصد عزیمت به زادگاهش را دارد بر بالای تپه‌ای برای آخرین بار به موعظة مردم می‌پردازد. در باغ پیامبر می‌خوانیم که المصطفی پس از وارد شدن به زادگاه خود وارد باغ پدر و مادرش می‌شود و چهل شبانه روز در آن مکان خلوت می‌کند. پس از سپری شدن این مدت، او دروازة باغ را می‌گشاید تا مردمان وارد شوند و به موعظه‌هایش گوش سپارند.

مهدی سرحدی
کلیدر
9789647650380
۱۳۸۴
۱۲۸ صفحه
۱۴۱۳ مشاهده
۰ نقل قول
جبران خلیل جبران
صفحه نویسنده جبران خلیل جبران
۳۷ رمان او در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳، در خانواده‌ای مسیحی مارونی (منسوب به مارون قدیس) که به خلیل جبران شهرت داشتند، در البشری، ناحیه‌ای کوهستانی در شمال لبنان به دنیا آمد. مادرش زنی هنرمند بود که «کامله» نام داشت. مادر جبران کامله رحمه، سی ساله بود که جبران را از شوهر سومش خلیل جبران به دنیا آورد. شوهرش مردی بی مسئولیت بود و خانواده را به ورطه فقر کشاند. جبران خلیل یک برادر ناتنی به نام «پیتر»، شش سال بزرگتر از ...
دیگر رمان‌های جبران خلیل جبران
ارواح سرکش
ارواح سرکش چه نگون بخت است زنی که از بی‌خودی نوباوگی به خود می‌آید و خود را در خانه‌ی مردی می‌یابد که مال و ثروتش را به پای او می‌ریزد و با تمجید و ستایش او را به سوی خود جذب می‌کند، اما نمی‌تواند دلش را با شراره‌ی حیات‌بخش عشق لمس کند و قادر نیست که روح او را از باده‌ی آسمانی ...
عشق خنده زندگی
عشق خنده زندگی جبران خلیل جبران، شاعری است که ساحت قدسی کلام را درک کرده است. کمتر کسی هم‌چو او توانسته است به کلمه عشق بورزد و حق کلمه را به خوبی او ادا کند.
اشکی و لبخندی
اشکی و لبخندی این کتاب شامل پنجاه و یک قطعه از سروده‌های «جبران خلیل جبران» است. جبران در این کتاب می‌گوید: ”آرزومندم زندگی به شکل اشکی و لبخندی باقی بماند: اشکی که قلبم را تطهیر می‌کند و اسرار پنهان زندگی را به من می‌فهماند. لبخندی که مرا به فرزندان سرزمینم نزدیک می‌سازد و نشانی برای پرستش خداست“.
عیسی پسر انسان
عیسی پسر انسان باراباس می‌گوید: "او را گرفتند و مرا آزاد کردند، او بالا رفت و من فرو رفتم... و من به خوبی می‌دانم این کسانی که عیسی را به جای من به صلیب کشیدند، مرا به عذابی جاویدان محکوم کردند، زیرا به صلیب کشیدن او یک ساعت بیش‌تر طول نکشید، اما من تا پایان عمر، صلیب خویش را بردوش می‌کشم. جبران‌خلیل‌جبران شاعر، نویسنده ...
مشاهده تمام رمان های جبران خلیل جبران
مجموعه‌ها