رمان خارجی

بریدا

(Brida.)

کاروان
9789647033374
۱۳۸۴
۳۲۰ صفحه
۱۷۵۰ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
پائولو کوئیلو
صفحه نویسنده پائولو کوئیلو
۶۳ رمان او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود.او وقتی نوجوان بود، می خواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش ، مادرش پاسخ داد "عزیز من، پدرتو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشم اندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعا می دانی اینکه تو یک نویسنده بشوی چه معنایی دارد ؟" پس از تحقیق، کوئلیو به این ...
دیگر رمان‌های پائولو کوئیلو
الف
الف آه نه. دیگر حوصله مراسم دیگری را ندارم! آیین دیگری برای احضار نیروهای نامرئی در جهان مرئی! چه ربطی دارد به دنیای امروز ما؟ فارغ‌التحصیل‌ها از دانشگاه که بیرون می‌آیند کار گیر نمی‌آورند. مسن‌ها بازنشسته می‌شوند و گرفتار یک لقمه نانند. آدم بزرگ‌ها که از نه صبح تا پنج بعدازظهر جان می‌کنند تا خرج خانواده و تحصیل بجه‌هایشان را بدهند، ...
ماتاهاری
ماتاهاری کمی قبل از ساعت پنج صبح، گروهی هجده نفره که اکثرا آن‌ها افسران ارتش فرانسه بودند، از پله‌های ساختمان سنت لازار، زندان زنان پاریس بالا رفتند. زندانبان با در دست داشتن شمعی برای روشن کردن مشعل‌ها، بقیه را هدایت می‌کرد. گروه رو‌بروی سلول شماره 12 ایستادند. مسئولیت مراقبت از زندان را راهبه‌ها به عهده داشتند...
جاسوس
جاسوس وقتی ماتا هری به پاریس آمد حتی یک پنی هم نداشت. ظرف مدت چند ماه او معروف‌ترین زن شهر بود. به عنوان یک رقاص تماشاگران را مجذوب می‌کرد و به عنوان یک زن، بزرگ‌ترین و قدرتمندترین مردان شهر را جادو می‌کرد. ولی به خاطر توهماتی که در دوران جنگ بر ملت‌ها غالب می‌شود،‌ نحوه زندگی ماتا هری او را تبدیل ...
اعترافات 1 سالک (خوان آریاس در گفتگو با پائولو کوئیلو)
اعترافات 1 سالک (خوان آریاس در گفتگو با پائولو کوئیلو) کتاب اعترافات یک سالک در واقع زندگی‌نامه نویسنده بزرگ برزیلی، پائولو کوئیلو است. در این کتاب به بررسی بخش‌های مختلف زندگی ایشان پرداخته و تاثیر اتفاقات و روند زندگی ایشان در نوشته‌هایش توضیح داده شده است.
11 دقیقه
11 دقیقه و ناگهان زن گناهکار شهر، حاضر شد. زنی که می‌دانست مسیح در خانه مرد فریسی در حال غذا خوردن است. بطری مرمرین محتوی معجون را برداشت. پشت سر او ایستاد. کنار پاهایش نشست، پاهایش را با اشک چشمانش شستشو داد، آنها را با موهای سرش خشک کرد، پاهایش را بوسید، پاهایش را با معجون تقدیس کرد. مرد فردیسی که او ...
مشاهده تمام رمان های پائولو کوئیلو
مجموعه‌ها