رمان نوجوان

هنرهای نیکولا کوچولو

(Histoires inedites du petit nicolas)

من توی خانه حالم بد شد و شام نخوردم، ولی به هر حال بازدید از کارخانه شکلات‌سازی خیلی جالب بود. تنها کسی که دماغش سوخت آنیان بود، چون در مورد بازدید از کارخانه شکلات‌سازی انشایی ننوشتیم، علتش این بود که خانم معلم گفت دلش نمی‌خواهد دیگر حتی یک کلمه درباره آن بشنود.

هرمس
9789643635879
۱۳۸۸
۱۲۶ صفحه
۱۲۱۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
دیگر رمان‌های سامپه ـ گوسینی
نیکولا کوچولو دچار دردسر می‌شود
نیکولا کوچولو دچار دردسر می‌شود نیکولا کوچولو اولین کتاب از مجموعه ماجراهای نیکولاست. کسانی که این کتاب را برای کودکانشان می‌خرند خود پیش از آن‌ها آن را می‌خوانند و شاید بیش از آن‌ها لذت ببرند. نیکولا برای بچه‌ها تصویری است در آینه و برای بزرگ‌تر‌ها یادآور روزهای خوش کودکی، نیکولا کوچولو کتابی است برای کودکان هفت ساله تا هفتاد ساله.
دردسرهای نیکولا کوچولو
دردسرهای نیکولا کوچولو دردسرهای نیکولا کوچولو چهارمین کتاب از مجموعة ماجراهای نیکولاست. نیکولا در مدرسه هم دست از بازیگوشی بر نمی‌دارد و با کمک دوستانش سال تحصیلی پرماجرایی را به وجود می‌آورد. این کتاب برای همة کسانی که روزی روی نیمکت مدرسه نشسته‌اند خواندنی است. نیکولا کوچولو کتابی است برای کودکان هفت ساله تا هفتاد ساله.
نیکولا کوچولو شالاپ شلوپ
نیکولا کوچولو شالاپ شلوپ نیکولا کوچولو اولین کتاب از مجموعه ماجراهای نیکولاست. کسانی که این کتاب را برای کودکانشان می‌خرند خود پیش از آن‌ها آن را می‌خوانند و شاید بیش از آن‌ها لذت ببرند. نیکولا برای بچه‌ها تصویری است در آینه و برای بزرگ‌تر‌ها یادآور روزهای خوش کودکی، نیکولا کوچولو کتابی است برای کودکان هفت ساله تا هفتاد ساله.
نیکلا کوچولو به مسافرت می‌رود
نیکلا کوچولو به مسافرت می‌رود حیف که من جوک زیاد بلد نیستم و وقتی هم تعریفشان می‌کنم همیشه آخرشان یادم می‌رود، ولی این جوک آنقدر خنده‌دار بود که برای اینکه یادم نرود، سر کلاس یکسره برای خودم تکرارش می‌کردم،‌ شانس آوردم که خانم معلم ازم سوال نکرد،‌ چون هیچ گوش نمی‌کردم، خانم معلم هم هیچ دوست ندارد کسی به درسش گوش ندهد...
بادکنک نیکولا کوچولو
بادکنک نیکولا کوچولو ما رفتیم سوار اتوبوس بشویم و با آن برگردیم خانه، و یک صف آدم منتظر بود، و توی صف یک پسر هم‌سن و سال من بود که او هم یک بادکنک فروشگاه دستش بود و صورتش را چسبانده بود به بادکنکش و داشت گازش می‌گرفت، و کارش نتیجه داد: بنگ!
مشاهده تمام رمان های سامپه ـ گوسینی
مجموعه‌ها