مجموعه داستان خارجی

داستان‌های کوتاه کافکا

(Samtliche erzahlungen)

این کتاب همه داستان‌های کافکا را گرد هم آورده است. از داستان‌های کلاسیکی هم‌چون مسخ و کیفرگاه و هنرمند گرسنگی گرفته تا داستان‌های کوتاه‌تر و پاره‌نوشته‌هایی که ماکس برود پس از مرگ نویسنده درآورد، به جز 3 رمان کافکا، تمام دستاورد داستانی او در این مجلد گنجانده شده است.

ماهی
9789647948739
۱۳۸۸
۶۵۶ صفحه
۳۲۵۷ مشاهده
۱ نقل قول
فرانتس کافکا
صفحه نویسنده فرانتس کافکا
۴۲ رمان آثار کافکا ـ که با وجود وصیت او مبنی بر نابود کردن همهٔ آنها، اکثراً پس از مرگش منتشر شدند ـ در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می‌آیند. مشهورترین آثار کافکا داستان کوتاه مسخ (Die Verwandlung) و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر (Das Schloß) هستند. به فضاهای داستانی که موقعیت‌های پیش پا افتاده را به شکلی نامعقول و فراواقع‌گرایانه توصیف می‌کنند ـ فضاهایی که در داستان‌های کافکا زیاد پیش می‌آیند ـ کافکایی می‌گویند. کافکا در یک خانوادهٔ آلمانی‌زبان ...
دیگر رمان‌های فرانتس کافکا
آمریکا (مفقودالاثر)
آمریکا (مفقودالاثر) آمریکا در ذهن بسیاری از آدم‌ها، سرزمین رویا و خیال است و یا سرزمین تحقق رویاها. ذهن جوان آغشته به رویا و خیال است. این جوان راهی آمریکا می‌شود تا به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند. اما آن‌چه اتفاق می‌افتد آمریکای کافکاست، نه آن آمریکای خیالی، رویای خوش به کابوسی بدل می‌شود.
در اردوگاه محکومین (داستان‌های کوتاه به همراه نقد و تفسیر) مجموعه داستان
در اردوگاه محکومین (داستان‌های کوتاه به همراه نقد و تفسیر) مجموعه داستان نویسندگان کمی هستند که برای نخستین بار سبک و فکر و موضوع تازه‌ای را مطرح می‌کنند، به خصوص معنی جدیدی برای زندگی می‌آورند که پیش از آن‌ها وجود نداشته است. کافکا یکی از هنرمندترین نویسندگان این دسته به شمار می‌آید. خواننده‌ای که با دنیای کافکا سرو کار پیدا می‌کند، در حالی که خیره شده، به سویش کشیده می‌شود همین که ...
کاوش‌های 1 سگ
کاوش‌های 1 سگ کافکا، کاوش‌های یک سگ را در سال 1922 به رشته تحریر در آورد. اما این داستان بلند پس از مرگ او منتشر شد. عنوان این داستان از مارکس برود دوست کافکا می‌باشد. قهرمان این داستان، سگی سخن‌گو است که مفهوم زندگی سگ‌ها را مورد تحقیق و پژوهش قرار می‌دهد. این سگ از دیدگاه من داستان جریانات و قضایا را نقل می‌کند.
دیوار
دیوار توم بی‌آنکه به من نگاه کند دستم را گرفت. ‹‹پابلو من از خودم می‌پرسم... از خودم می‌پرسم آیا راست است که آدم نیست و نابود می‌شود؟›› من دستم را بیرون کشیدم و گفتم:‹‹کثافت‌مآب. میان پایت را نگاه کن.›› به قدر یک حوضچه آب بین پاهایش بود و قطره‌ها از شلوارش می‌چکید. به حال وحشت‌زده گفت: این چیست؟ گفتم تو شلوارت شاشیدی. از جا در رفت و ...
محاکمه
محاکمه خواندن کافکا به نگریستن در آینه‌های کوژ و کاو می‌ماند. یافتن آنچه در ذهن غریب او می‌گذرد دشوار است. در پس واژه‌های ساده و جمله‌ها و عبارات ساده و بی‌تکلیف اما با وسواس انتخاب شده او چه اوهام و اندیشه‌هایی نهفته است؟ استاروبینسکی، منتقد سوئیسی می‌گوید: «فرانتس کافکا، آن‌طور که به نظر ما می‌آید، انسانی است دچار دردی عجیب... انسانی ...
مشاهده تمام رمان های فرانتس کافکا
مجموعه‌ها