رمان خارجی

در ستایش مرگ

(Intermitencias da morte)

«و بعد، انگار که زمان ایستاده باشد، هیچ اتفاقی نیفتاد. وضع ملکه مادر نه بهتر شد، نه رو به وخامت گذاشت؛ ملکه مادر بین مرگ و زندگی معلق مانده بود و تن نحیفش درست لبه زندگی تکان تکان می‌خورد هر لحظه ممکن بود به آن سمت دیگر برود، لیکن با طنابی باریک به این سمت محکم شده بود، طنابی که از روی هوسی نامعلوم، مرگ نگهش داشته بود، چرا که جز مرگ چه کس دیگری می‌توانست طناب را نگه دارد. آن‌روز هم گذشت و آن روز، چنان که اول قصه گفتیم، هیچ‌کس نمرد.» «دنیای داستانی ساراماگو دور از افسانه و حکایت نیست؛ همان قلمرو کافکا، گوگل و بورخس» لوس آنجلس تایمز «شاید ساراماگو بزرگ‌ترین نویسنده عصر ما باشد.» شیکاگو تریبون

مروارید
9789641910961
۱۳۹۰
۲۵۶ صفحه
۱۵۱۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ژوزه ساراماگو
صفحه نویسنده ژوزه ساراماگو
۳۹ رمان ژوزه ساراماگو نویسندهٔ پرتغالی برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۸ میلادی است.ساراماگو در دهکده‌ای کوچک در شمال لیسبون در خانواده‌ای کشاورز به دنیا آمد، او دو سال بعد به همراه خانواده به لیسبون رفت و تحصیلات دبیرستانی خود را برای امرار معاش نیمه تمام گذاشت و به شغل‌های مختلفی نظیر آهنگری، مکانیکی و کارگری روزمزدی پرداخت. پس از مدتی نیز به مترجمی و نویسندگی در روزنامه ارگان حزب کمونیست پرتغال مشغول شد. اگرچه اولین رمان او به نام کشورگناه ...
دیگر رمان‌های ژوزه ساراماگو
همه نام‌ها
همه نام‌ها قهرمان رمان،آقا ژوزه، مرد 50 ساله‌ای است که در بایگانی کل سجل احوال به عنوان منشی کار می کند. سرگرمی او هم کلکسیونی است که از 100 شخصیت مشهور مملکت خود ترتیب داده است. یک شب او به فکر می افتد که رونوشت شناسنامه واقعی آنها را نیز داشته با شد. او شب‌ها که کسی در بایگانی نیست به سراغ ...
مرد تکثیر شده
مرد تکثیر شده ژوزه ساراماگو در کتاب ((مرد تکثیر شده)) با مواجه ساختن دو موجود استثنایی، ماجرایی غریب را ارائه می‌دهد که ماورای تفکرات انسان است. رمان زیبایی در مورد دو شخصیت متفاوت با دو طرز فکر و دو حرفه متفاوت. ولی در عین حال، چنان شبیه به یکدیگر که حتی نزدیکانشان نیز نمی‌توانند تفاوتی میان آن‌ها احساس کنند. رمانی که انسان را در ...
خاطرات کودکی
خاطرات کودکی بگذار کودک درونت تو را با خود ببرد. ... بی‌آنکه بدانم چطور، من فقط می‌دانستم در صفحات ناخوانای سرنوشت و در کوره‌راه‌های تاریک حوادث نوشته بودند که باید برای کامل کردن تولدم به آزیناگا برگردم.
بینایی
بینایی رئیس حوزه انتخاباتی شماره چهارده،‌بعد از این‌که چتر خیس را با خشونت تمام بست و بارانی‌اش که زیاد به دردش نمی‌خورد از تن در آورد، غرولندکنان گفت: هوای بدی برای زمان رای‌گیری است. او مجبور شده بود چهل‌متری فاصله بین محل پارک اتومبیلش تا در ورودی را با عجله طی کند و حالا طوری وارد اتاق شده بود که قلبش ...
روشنایی
روشنایی ساراماگو رفت تا زمانی را که در اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 نوشته بود بیاورد، رمانی که از همان زمان گم شده بود و وقتی برگشت کتاب روشنایی زیر بغلش بود. در واقع یک دسته کاغذ تایپ شده اما کاغذها نه رنگ و رو رفته و زردشده بودند و نه آسیب دیده بودند، گویی زمان برای این کتاب ...
مشاهده تمام رمان های ژوزه ساراماگو
مجموعه‌ها