مجموعه داستان خارجی

مرد دربند (گزیده داستان‌های کوتاه اروپا)

آفتاب روی صورت او افتاده بود و بیدارش کرد. اما باعث شد چشم‌هایش را ببندد. از سرازیری جاری شد بی‌آنکه مانعی بر سر راهش باشد. به صورت جریانی سیال درآمد. دسته‌های مگس را جمع کرد که بالای سر او می‌پریدند و بر پیشانی مرد می‌نشستند. گرد سر او می‌چرخیدند. بعد جای خود را به دسته‌ای تازه از راه رسیده می‌دانند. وقتی می‌خواست آن‌ها را از خود براند، متوجه شد که او را بسته‌اند. طنابی نازک دور بازوهای او تاب خورده بود. دست‌هایش را طناب‌پیچ کرده بودند. یک رشته طناب دور مچ پای او پیچیده بود و به صورت ضربدری دور تا دور ساق و ران و کمر و سینه و بازوهایش را گرفته بود.

افراز
9789647640848
۱۳۸۷
۲۴۰ صفحه
۸۰۲ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های گروه نویسندگان
لازم نیست دلداریم بدی
لازم نیست دلداریم بدی چاریتی می‌داند که ازدواج من یک ازدواج سنتی هندی بوده.پدر و مادرم به کمک یک دلال ازدواج که از فامیل‌های مادرم بود دامادی انتخاب کردند. همه کاری که من باید می‌کردم این بود که سلیقه غذایی‌اش را بفهمم... اسم من اورلاندو زکی است. منظور از اورالاندو همان اورلاندو در فلوریداست که روی تی‌شرتی که صلیب‌سرخ به من داده نوشته شده؛ زکی ...
رمان‌های 10 ثانیه‌ای (مجموعه داستان‌های 25 کلمه‌ای)
رمان‌های 10 ثانیه‌ای (مجموعه داستان‌های 25 کلمه‌ای) زبان فارسی ...
5 ضرب در 2 (5 نمایش‌نامه دو شخصیتی برای 2 بازیگر زن) مجموعه دنیای مدرن 3
5 ضرب در 2 (5 نمایش‌نامه دو شخصیتی برای 2 بازیگر زن) مجموعه دنیای مدرن 3 من نمی‌خوام بمیرم. اگه یه مار پیداش بشه و مسمومم کنه، خب کرده. اگه شورشی‌ها بیان و بهم شلیک کنن یا با چاقو سرم رو ببرن، خب کردن. این‌ها دست من نیست. اما این که بدن خودم بهم بتازه و بکشدم... نه. نمی‌تونم قبول کنم.
نیمه‌شب در داستایفسکی
نیمه‌شب در داستایفسکی در کتاب‌خانه، در یک نشست، صد صفحه خواندم، حروف چاپی کوچک و ریز. ساختمان را که ترک کردم کتاب همان‌طور روی میز ماند، گشوده در صفحه‌ای که مشغول خواندنش بودم. روز بعد برگشتم، و کتاب هنوز آنجا بود، گشوده در همان صفحه.
داستان‌های 5 دقیقه (و کمتر)
داستان‌های 5 دقیقه (و کمتر) بسیاری از ما پس از تجربه شکست و عقب‌نشینی، از نظر احساسی تسلیم می‌شویم و دست از تلاش می‌کشیم. ما هم مثل کوسه این داستان کتاب ، باور می‌کنیم که چون در گذشته ناموفق بوده‌ایم،‌همواره شکست خواهیم خورد. به عبارت دیگر همواره در ذهنمان حصاری می‌بینیم، حتی زمانی که هیچ حائل حقیقی میان جایی که هستیم و جایی که می‌خواهیم ...
مشاهده تمام رمان های گروه نویسندگان
مجموعه‌ها