آذرک جادوگر بزرگ (7 گانه آذرک 7)
نیروی شگفتانگیز نخواستیم! برآورده شدن آرزو هم کیفی دارد! اما به چه قیمتی؟ اگر آذرک نیرویی شگفتانگیز پیدا کند که بتواند از آینده خبر دهد، با آن چه میکند؟ اما اگر با هر حرفش یک اتفاق وحشتناک بیفتد، چه؟ حالا آذرک در راهی قدم گذاشته که باید به هر قیمتی در آن پیش برود، چون او یک هدف بزرگ دارد: ...
آذرک و جادوگر مخترع (7 گانه آذرک 4)
هیولای تاریکی یا عجیبترین شیء جهان؟ و آذرک در شبی که برق همه رفته میخواهد با تیله درخشان، کتاب زبانش را بخواند و در امتحان فردا نمره خوبی بیاورد؛ همان تیلهای که از جادوگر مخترع گرفته... ولی آیا داشتن این چیز عجیب، ارزش این را دارد که در دام هیولای تاریکی بیفتد؟ همان هیولایی که راهزن دریاهاست!
آذرک و جادوگر دریای ناپیدا (7 گانه آذرک 6)
جادوگر بدجنس در انتظار دخترک. سفر چیز خوبی است؛ مخصوصا دیدن ساحل زیبای شمال و جنگلهای سرسبز. اما آذرک از کویر خشک و بیآب و علف سر در میآورد. جادوگر بدجنس در ساحل دریای ناپیدا منتظر آذرک است. آنجا آذرک باید یکی از حرفهایترین جادوگرها را از دست او نجات بدهد؛ جایی که جزیره وحشتناک و وارونه در انتظار اوست...
آذرک و جادوگر دوچرخهسوار (7 گانه آذرک 1)
و آذرک دخترک نوجوان، نادانسته در این سرزمین، برهآهویی میشود که همه در پی شکارش هستند. گرگها، پلنگها، شکارچیان و یک کوتولهشاه که خیلی دوست دارد او را سر سفره شاهانه نوش جان کند. جادوگر بدجنس هم آمده تا با نابود کردن او رئیس بزرگ شود.
آذرک و انجمن جادوگران مرده (7 گانه آذرک 5)
پدربزرگ از دنیا رفته و کتاب عجیبش هم ناپدید شده و حالا نامهای به دست آذرک رسیده و در آن رازی است که زندگی دخترک را عوض میکند. او اینبار به انجمن جادوگرانی دعوت شده است که همهشان مردهاند و همه با هم تصمیم گرفتهاند که آذرک رئیس آنها شود.