قضیه فیثاغورث با 1 صفر دو گوش
پسرت برایم تلفن کرد، شش صبح از دنیا رفتهای. چشمهای تو باز بود. چشمهای تو را من بستم چون تو هم مثل من نگاهت به جهان مثل یک قطعه ادبی بود.
مرور
کتاب حاضر، مشتمل بر مجموعه داستانهای کوتاه فارسی، با موضوعات مختلف اجتماعی است. عنوان داستانها عبارتند از: «خرما»؛ «پیش پرده»؛ «مرور»؛ «دو کلمه همیشگی»؛ «آن دنیا»؛ «پیک و خبر»؛ «جای من کجاست» و... . در خلاصة داستان «مرور» آمده است: «گداعلی کیسهپوش» دوست «رمضان» سیگارفروش است. پاتوق آنها قهوهخانه «یوسف» است. یوسف از اینکه رمضان مدام گذشته را مرور میکند ...
آواز درخت گز
3 ماه در کرمان بود. در این مدت به بیشتر روستاها رفته بود. پاپدانا، باب نیزو، دوساری، محمدآباد، در یک روستا خیال میکردند دکتر است و از شهر آمده. با بچههاشان جلو اتاق صف میکشیدند و قرص و دارو میخواستند. هرچه قسم و آیه میخورد دکتر نیست حرفش را باور نمیکردند.
گنجشکها در بالکن
... من از کوچهای که در محاصره نبود پا به فرار گذاشتم. او دنبالم میدوید و تهدید میکرد: به خدا شلیک کنم. از شانس من کوچه خلوت بود. علی را دیدم که از طرف مقابل میآید. فریاد زد: این مادرسگ وطنفروش را بگیر. نگذار فرار کند. علی راهم را سد کرد و دستش را جلو آورد بغلم کند. با مشت ...