رمان ایرانی

مرا از من ربودی

یه چیزی تو نگات داری که هر وقت می‌بینم انگار برق دویست و بیست ولت به قلب صاب مردم وصل می‌کنن. تو بکری شمیسا! به خدا لنگه نداری. عین جیوه تو تمام وجودم موج می‌زنی. مونث پر زرق و برق فقط برای یک لحظه آنی جلب توجه می‌کنه اما مونث نجیب مرد رو جذب می‌کنه. تو نجیبی شمیسا. این‌قدر که هیچ مردی نمی‌تونه بی‌تفاوت از کنارت بگذره. حالا فهمیدی معیار من برای دوست داشتن تو چیه...

پرسمان
9786001870002
۱۳۹۱
۴۶۴ صفحه
۴۱۳۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مژگان مظفری
شاپرک‌ها هم می‌گریند
شاپرک‌ها هم می‌گریند به من نگاه کن من همان شاپرکم که با نگاهت تب و شرر زند ز تار من به پود تو
خزان رامتین
خزان رامتین
محو و مات
محو و مات
غروب‌های غریب
غروب‌های غریب دامون عصبی روی میز کوبید: ـ وای، بسه دیگه! به خدا زشته! برای ما که ادعامون می‌شه روشن‌فکریم و تو قرن بیستم زندگی می‌کنیم زشته! همش دروغ و چاپلوسی، که چه بشه؟ به کجا برسیم؟...
روزهای غمگین عشق
روزهای غمگین عشق
مشاهده تمام رمان های مژگان مظفری
مجموعه‌ها