مجموعه داستان داخلی

سی سا سیاوش

دختر جوانی، گردنبندی از کلمه‌ها به گردن آویخته بود که همه از زیبایی‌اش، خیره مانده بودند. پسر جوانی، داشت با جمله‌های آشنا، برای همه ماهی می‌گرفت تا به دختر جوان برسانندش. مادری، نوزادش را با ترانه‌ها آرام می‌کرد و همه دست به چانه زده بودند و نگاهش می‌کردند. پدری، بسته‌های کلمه را جابه‌جا می‌کرد تا جمله‌ای پیدا کند و همه در آن پیدا باشند.

آموت
9786006605203
۱۳۹۲
۱۵۶ صفحه
۳۷۵ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های فریبا کلهر
کشور 10 متری
کشور 10 متری درسته که این کشور 10 متر مساحت دارد... درسته که آدم کوچولوها توی این کشور زندگی می‌کنند... اما مشکلات کشور 10 متری خیلی بزرکتر از مساحت و یا قد و قواره مردمش است. کشوری که دو تا پادشاه مشنگ داشته باشد با سر افتاده تو دردسر. حالا اگر یکی ازپادشاهان قلابی باشد دیگر بیا و درستش کن. من که دوست ...
پسران گل
پسران گل دختر جوانی، گردنبندی از کلمه‌ها به گردن آویخته بود که همه از زیبایی‌اش، خیره مانده بودند. پسر جوانی، داشت با جمله‌های آشنا، برای همه ماهی می‌گرفت تا به دختر جوان برسانندش. مادری، نوزادش را با ترانه‌ها آرام می‌کرد و همه دست به چانه زده بودند و نگاهش می‌کردند. پدری، بسته‌های کلمه را جا‌به‌جا می‌کرد تا جمله‌ای پیدا کند و همه ...
پایان 1 مرد
پایان 1 مرد عبدالحسین خان می‌گفت : « زمان همه چیز را تغیر می‌دهد . چیزی که دیروز بد بود معلوم نیست که امروز هم بد باشد . در دنیا چند نفر را می‌شناسید که یک ساعت درونی داشته باشند که به موقع‌اش زنگ بزند و بگویید : وقتش است! چمدانت را بردار و راه بیفت! کجا؟ به دنبال یک نقطه‌ی سفید افسونگر، ...
جزیره افسونگران
جزیره افسونگران در شبی سیاه و تیره در دهکده‌ی باران دختری به دنیا آمد که چشمانی عسلی و پوستی گندمگون داشت. پدرش او را در پوست شیر پیچید و از خداوند خواست دخترش مانند، شیر، شجاع و بی‌باک باشد. مرغ آمین که از فراز خانه می‌گذشت دعای پدر را شنید و گفت: «آمین!» مادر گفت: «خوب است که شجاعت و دلاوری با خردمندی ...
قصه‌های قد و نیم‌قد برای کودکان (مجموعه دوم) جلدهای 6 تا 10
قصه‌های قد و نیم‌قد برای کودکان (مجموعه دوم) جلدهای 6 تا 10 پسرکی برای اولین بار توی آسمان، رنگین‌کمان دید و گفت: «به به چه شال ‌گردن قشنگی!» بعد، به طرف رنگین‌کمان رفت. کمی که رفت رنگین‌کمان غیبش زد. پسرک تعجب کرد و گفت: «کی رنگین‌کمان را برداشت؟ اول از همه من او را دیدم! مال خودمه!» راه افتاد تا رنگین‌کمان را پیدا کند. رفت و رفت تا به پیرمردی رسید. پیرمرد کوچک ...
مشاهده تمام رمان های فریبا کلهر
مجموعه‌ها