مجموعه داستان داخلی

سی سا سیاوش

دختر جوانی، گردنبندی از کلمه‌ها به گردن آویخته بود که همه از زیبایی‌اش، خیره مانده بودند. پسر جوانی، داشت با جمله‌های آشنا، برای همه ماهی می‌گرفت تا به دختر جوان برسانندش. مادری، نوزادش را با ترانه‌ها آرام می‌کرد و همه دست به چانه زده بودند و نگاهش می‌کردند. پدری، بسته‌های کلمه را جابه‌جا می‌کرد تا جمله‌ای پیدا کند و همه در آن پیدا باشند.

آموت
9786006605203
۱۳۹۲
۱۵۶ صفحه
۵۷۸ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های فریبا کلهر
مهمان ناخوانده فضایی و 6 قصه دیگر
مهمان ناخوانده فضایی و 6 قصه دیگر -
خورشید خانم مامان شده و 6 قصه دیگر
خورشید خانم مامان شده و 6 قصه دیگر -
ولادیمیر می‌گوید
ولادیمیر می‌گوید بابی گفت: دانی، دانی، دانیال! گذشت زمانی که رنگ صورتی مال دخترها بود و رنگ آبی مال پسرها. الان بعضی از مردها گوشواره گوش‌شان می‌کنند و موهای‌شان را هم بلند می‌کنند. خیلی از زن‌ها موهای‌شان را از ته می‌تراشند و کت و شلوار می‌پوشند. حالا توی ایران نه اما این‌جا که ما زیاد این چیزها را دیده‌ایم. ندیده‌ایم؟ توی ایران ...
2 موش و 1 آرزو و 6 قصه دیگر
2 موش و 1 آرزو و 6 قصه دیگر در یک شب مهتابی قشنگ، دوتا موش سرشان را از توی لانه بیرون آوردند و به آسمان نگاه کردند! یک‌دفعه ستاره دنباله‌داری در آسمان پیدا شد. موش‌ها به هم گفتند: «بیا آرزویی کنیم!» اولی گفت: «من آرزو میکنم مثل شیر قوی باشم!» دومی گفت: «من آروز می‌کنم مثل طاووس زیبا باشم!» ...
بچه فیلم گم شده و 6 قصه دیگر
بچه فیلم گم شده و 6 قصه دیگر -
مشاهده تمام رمان های فریبا کلهر
مجموعه‌ها