رمان خارجی

مسئله‌ اسپینوزا

(The Spinoza problem)

شرم در جامعه‌ی آمستردام قرن هفدهم کار رایجی بود. هر چند ماه یک بار، یک شرم اجرا می‌شد و هر فرد یهودی بالغی چندین بار شاهد یک شرم بود، ولی جمعیت حاضر در 27 ژوئیه شاهد یک شرم عادی نبود. خانواده‌ی اسپینوزا برای همه‌ی یهودیان آمستردام آشنا بود. پدر باروخ و همین طور عمویش اغلب در ماهاماد، هیئت حاکمه‌ی کنیسه، خدمت می‌کردند؛ و هردوشان در قسمت مقدسان قبرستان دفن شده بودند. سقوط والا مقام‌ترین افراد همیشه مردم را به هیجان می‌آورد: وجه تاریک تحسین، تلفیق حسادت با نارضایتی از عادی بودن خود فرد است... نه تنها فرد مورد شرم که دلیل آن، جمعیت گردآمده در کنیسه‌ی تلمود تورات را کنجکاو کرده بود: شایعات از نهایت سخت‌گیری خبر می‌دادند. بیش‌تر شرم‌ها ملایم بودند و فقط جنبه‌ی ملامت در معرض عام داشتند و در نتیجه چند روز یا چند هفته بیش‌تر طول نمی‌کشیدند. در مواردی جدی‌تر، مانند توهین به مقدسات، حکم طولانی‌تر می‌شد ـ که در یک مورد به یازده سال رسید. اگر شخص اظهار ندامت می‌کرد و مجازات تعیین شده را می‌پذیرفت، امکان اعاده‌ی حیثیت وجود داشت؛ ولی روز قبل از 27 ژوئیه شایعات از شرمی با سخت‌گیری‌ای بی‌نظیر خبر می‌داد...

صبح صادق
9789648403947
۱۳۹۲
۴۶۰ صفحه
۱۱۴۹ مشاهده
۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
اروین یالوم
صفحه نویسنده اروین یالوم
۱۶ رمان ایروین دیوید یالوم (به انگلیسی: Irvin David Yalom) (متولد ۱۹۳۱، واشنگتن دی سی، ایالات متحده آمریکا) , روانپزشک هستی‌گرا (اگزیستانسیالیست) و نویسنده آمریکایی است. در سال ۱۹۵۶ در بوستون در رشته پزشکی و در سال ۱۹۶۰ در نیویورک در رشته روانپزشکی فارغ التحصیل شد و بعد از خدمت سربازی، در سال ۱۹۶۳ استاد دانشگاه استانفورد شد. در همین دانشگاه بود که الگوی روانشناسی هستی گرا یا اگزیستانسیال را پایه گذاری کرد. یالوم هم آثار دانشگاهی متعددی تالیف کرده است و هم ...
دیگر رمان‌های اروین یالوم
من چگونه اروین یالوم شدم (بادداشت‌ها و خاطرات 1 روانپزشک)
من چگونه اروین یالوم شدم (بادداشت‌ها و خاطرات 1 روانپزشک) ساعت سه صبح از خواب پریدم. بالشم از اشک خیس شده بود. به آرامی از رختخواب بیرون خزیدم تا مریلین بیدار نشود. به دستشویی رفتم. چشم‌هایم را خشک کردم و همان دستورالعمل‌هایی را که چهل سال است برای بیمارانم تجویز می‌کنم، خودم انجام دادم: «چشم‌هات رو ببند، خوابت رو در ذهنت مرور کن و بعد هر چی را که در ...
درمان شوپنهاور
درمان شوپنهاور ... می‌خواستم نه تنها قهرمان داستان من با مرگ خویش کنار بیاید، بلکه به مراجعان خود نیز کمک کند تا با مرگ مواجه شوند. دلیل انتخاب و معرفی موضوع مرگ در فرایند روان‌درمانی به سال‌هایی باز می‌گردد که با بیماران سرطانی درمان‌ناپذیر کار می‌کردم. بیماران زیادی را دیدم که در مواجهه با مرگ پژمرده نشدند، بلکه برعکس دچار تغییراتی اساسی ...
مسئله اسپینوزا
مسئله اسپینوزا هنگامی که آلفرد روزنبرگ شانزده ساله را به سبب اظهارات ضد یهودی‌اش به دفتر مدیر مدرسه فراخواندند، برای تنبیه، او را واداشتند تا بخش‌هایی را که گوته در زندگی‌نامه خود به اسپینوزا پرداخته بود، حفظ کند. روزنبرگ از اینکه در می‌یابد گوته، نابغه آلمانی، فیلسوف یهودی قرن هفدهم، باروخ اسپینوزا همچنان ذهن روزنبرگ را تا مدت‌ها پس از فارغ التحصیلی‌اش ...
دژخیم عشق و چند داستان روان‌درمانی دیگر
دژخیم عشق و چند داستان روان‌درمانی دیگر دوست ندارم با بیمارانی که عاشق هستند، کار کنم؛ شاید به دلیل حسادت، چون من نیز طالب شیفتگی هستم. شاید به این دلیل که عشق و روان‌درمانی از پایه با هم ناسازگارند. روان‌درمانگر خوب با تاریکی می‌جنگد و در جستجوی روشنایی است، در حالی که عشق رویایی با ابهام زنده می‌ماند و با وارسی و امتحان کردن فرو می‌ریزد. از ...
خیره به خورشید
خیره به خورشید از ابتدای تاریخ تاکنون، فکر فناپذیری در جان ما ته‌نشین شده است. هزاران سال است که فیلسوفان متفکر می‌کوشند جراحت فناپذیری را تلطیف کنند و در ساختن زندگی هماهنگ و توأم با آرامش به یاری ما بشتابند. اروین یالوم می‌گوید: کار من روان‌درمانی است و افراد زیادی را که با اضطراب مرگ درگیر بوده‌اند معالجه کرده‌ام. در جریان کار متوجه شده‌ام ...
مشاهده تمام رمان های اروین یالوم
مجموعه‌ها