رمان ایرانی

در این تیمارخانه

نویسنده در این رمان از شیوه کلاژ یا تکه‌چسبانی بهره برده‌ است. به این معنا که در متن روایت رمان، که نویسنده به انفجار خانواده سنتی در دنیای مدرن می پردازد، تکه‌هایی از متن‌های معتبر تاریخی، عرفانی و ادبی ایران جابه‌جا نقل شده است. درواقع هر جا که متناسب بوده که مطلبی از دیدگاه تاریخی مطرح شود عین آن واقعه تاریخی در متن آمده است. در این رمان در عین حالی که یک زوال خطی از جریان وقایع را شاهد هستیم، اشاره‌هایی به تاریخ گذشته می‌بینیم. این روایت گویای این مساله است که گذشته همواره در زندگی بشر به نوعی تکرار می‌شود. این روشِ تکه‌چسبانی در رمان بعدی نویسنده هم که کار نگارش آن به پایان رسیده، آمده است. رمان «نیست در جهان» به همین شیوه کلاژ نوشته شده است.

ققنوس
9786002783042
۳۰۴ صفحه
۹۵ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جواد مجابی
۲۵ رمان Javad Mojabi
دیگر رمان‌های جواد مجابی
گفتن در عین نگفتن
گفتن در عین نگفتن گاهی نیم‌شب، به رسم دیرین، می‌روم توی باغ. سن و سال قدم زدن در تاریکی برام خطرناک است، اما این تاریکی از ظلمتی رعب‌انگیز که بر رویای هر شبه‌ام فرو می‌افتد سیاه‌تر نیست. راه می‌روم و جایی در راه حس می‌کنم مادرم دنبالم می‌آید، نگران. صدای پایی نمی‌شنوم، اما دلم می‌گوید پی‌جوی من و مواظب من است. هیچ قت برنگشته‌ام تا ...
در این هوا
در این هوا در این هوا یک رمان و داستان کارگردان و گروه بازیگرانی است که گردهم آمده‌اند تا نقش دیگری را ایفا کنند، و پس از آن باز خود باشند و همه چیز را در چنگ خود داشته باشند، غافل از اینکه بازی‌خوردة بازی خویش‌اند و دانسته و ندانسته به بازی واداشته شده‌اند. این کتاب زندگی و بازی‌های ناگزیرش را تصویر ...
به قول مردم گفتنی (چند و چونی خندستانی)
به قول مردم گفتنی (چند و چونی خندستانی) ادبیات مردمی بخش مهمی از فرهنگ شفاهی هر ملتی است که حامل آرزوها، انتقادها و رابطه‌های تلخ و شیرین و شور افراد یک جامعه است. ادبیات شفاهی شامل قصه‌ها، متل‌ها و متلک‌ها، ضرب‌المثل‌ها و تمثیل‌ها، لطیفه‌ها و هجویه‌ها، تکیه‌کلام‌ها، زبان‌های مخفی و اصطلاحات عوامانه هر دوره است. اضافه می‌شود به این بخش: انواع فحش‌ها و نفرین‌ها، دعاها و تعاریف‌ها، سرودها ...
قصه روشن
قصه روشن مشکل این بود که چگونه از نقش این هیولای گندان خلاص شویم، هیولائی که زندگیش مرگ آفرین بود و مرگش نیز زندگی را به آلایشی عفونت بار تهدید می‌کرد. چاره این بود که گیاه را به همانجا که از آن برآمده بود باز پس فرستیم به اعماق مرداب‌ها، به خلاء بدویت، به عدم ماورای خویش. از همان روز که ...
شب‌نگاره‌ها
شب‌نگاره‌ها «ما جنگیدیم سال‌ها، خون دشمن، خون خود را روی خاکی ریختیم که از زیر پایمان در می‌کشیدند. دیگر نه اینجا نه هر جای دیگر، کسی به خون هدر شده ما اهمیت نمی‌دهد، دنیا ما را به صورت «خبر» می‌بیند. روزی خبر اول بودیم و حالا نه. خبرهایی جعلی که ربطی به واقعیت زندگی ما ندارد.»
مشاهده تمام رمان های جواد مجابی
مجموعه‌ها