رمان ایرانی

چله‌نشین عشق

مینا بی‌گمان یک افسانه نیست، یک حقیقت محض است، حقیقت بدیع و بی‌بدلی که در هیچ افسانه یا اسطوره‌ای نمی‌گنجد. او پشت مه غلیظ یادها و خاطره‌ها گم شده است، تا چراغ‌های خاموش ادارک را روشن کنیم و آن مه غلیظ پوشالی را پس بزنیم و او را ببینیم. آری، باید چراغ‌های ادراک را روشن نگه داشت. مینا همین‌جاست! جایی در نزدیکی گورستان یادها و خاطره‌های عاشقان فراموش شده،...

9789642650606
۱۳۹۲
۳۷۶ صفحه
۱۷۳۶ مشاهده
۰ نقل قول
نیلوفر لاری
صفحه نویسنده نیلوفر لاری
۳۱ رمان نویسنده 30 رمان ازجمله: کسی پشت سرم آب نریخت/ یادش بخیرنازلی/ دوآتیشه/ ازلج تو/ یکی رادوست می دارم/ قرارنبود
دیگر رمان‌های نیلوفر لاری
امیدی به بهار نیست
امیدی به بهار نیست
ناخوانده
ناخوانده روزی که مثل هر دختر دیگری با خرید یک دفترچه خاطرات به این می‌اندیشیدم که ممکن است با تحریر خاطرات شیرین و دلچسب روزمره روزی در آینده از خواندن و مرور آن لذت ببرم، هرگز فکر نکرده بودم که درست در اولین روزهای نگارش خاطرات روزانه با چنین احساسات تلخ و ملال‌آوری از خاطره‌نویسی، سرخورده و شرمگین شوم! به نظر ...
سرسپرده
سرسپرده یه جوری نگام نکن بند دلم پاره بشه تو خودت می‌خواستی این جور غم ما چاره بشه چرا گریه می‌کنی پشت سر مسافرت آخرین دیدار و بسپار مثل من به خاطرت من از نگاه سوت و کور تو همیشه طردم کاسه آب و نریز پشت سرم که برنگردم مگه دلم کافی نبود واسه تصدیق چشمات؟
تقدیر این بود که
تقدیر این بود که باد سردی وزیدن گرفت و چند برگ زرد پاییزی روی قبرها را پوشاند. همراه با صدای کلاغ‌ها که از دور شنیده می‌شد قلب‌هامان با تپش سوزناکی مرثیه‌سرایی می‌کرد، مرثیه‌ای غمگین برای مرگ مادر.
قرار نبود
قرار نبود قرار نبود این‌جوری شه. قرار بود همیشه بین دنیای من و تو فاصله قد یه دنیا باشه. قرار نبود تو همه کس من بشی و من همه‌چیز تو. قرار بود آخرش با خداحافظ تموم بشه. قرار نبود سلام عشق رو جواب بدیم. قرار بود... قرار نبود...
مشاهده تمام رمان های نیلوفر لاری
مجموعه‌ها