نمایش‌نامه

همه چیز می‌گذرد تو نمی‌گذری

سوار یه اسبم. پشت و رو. پشتم به کله اسب، صورتم سمت ماتحتش. اسبه میخکوبه سر جاش، شاد و شنگول سوت می‌زنه و یه پاش رو گرفته هوا. پیشاب می‌ریزه پای یه گل نسترن. از کاری که می‌کنه کیفوره. واق‌واق می‌کنه. خرناس می‌کشه. یه تیکه از شعر «ویلیام بلیک» رو می‌خونه: «ای سرخ گل، تو بیماری آن کرم نامرئی که پرواز می‌‌کند شب‌ها در میان توفان خروشان یافته است بستر لذت سرخت را و عشق او تاریک و پنهان تباه می‌کند عمرت را.»

نیلا
9786001220067
۱۳۸۹
۲۴ صفحه
۵۰۶۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده محمد چرم‌شیر
۱۸ رمان محمد چرم‌شیر (زاده ۱۳۳۹ تهران) نمایشنامه‌نویس و مدرس تئاتر است.
او دانش‌آموخته رشتهٔ ادبیات نمایشی در سال ۱۳۶۶ از دانشگاه تهران است.
محمد چرمشیر بیش از صد نمایشنامه نوشته است. وی پنجاه و چهار نمایشنامهٔ چاپ شده داردو نمایشنامه هایش به زبان‌های انگلیسی آلمانی و فرانسوی ترجمه و در کشورهای ایران، آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و آمریکا اجرا شده اند.
دیگر رمان‌های محمد چرم‌شیر
مضحکه‌نامه‌ی دن کیشوت لامانچایی
مضحکه‌نامه‌ی دن کیشوت لامانچایی
نامه‌هایی به تب (دی وی دی نمایش‌نامه)
نامه‌هایی به تب (دی وی دی نمایش‌نامه) بازیگران: فاطمه معتمدآریا، شبنم مقدمی، احمد ساعتچیان، علیرضا محمدی، پانته‌آ پناهی‌ها، محمدرضا حسین‌زاده، عاطفه تهرانی، مریم شیرازی، آنکیدو دارش. طراح لباس: گلناز گلشن. موسیقی: آنکیدو دارش. طراح حرکات: عاطفه تهرانی. طراح نور: علی صفری. دستیار کارگردان: آرش صفیح. مدیر تولید گروه نمایش: محمدرضا حسین‌زاده. مدیر تصویربرداری: حسن اصلانی. تدوین: مهران فیروزبخت. عکاس: مهرداد متجلی. مدیر تولید فیلم: حسن اصلانی. مجری ...
پروانه و یوغ
پروانه و یوغ ونسان: دیوارها بلندن، سرد و بلند. آسمون پیدا نیست. مردها روی سنگ‌فرش‌ها راه می‌رن. توی یه دایره راه می‌رن. زمینو نگاه می‌کنن. حرف نمی‌زنن. گوش می‌دن به صدای کفش‌ها که روی زمین کشیده می‌شه. من اون‌جام. میون اون مردها. توی دایره راه می‌رم. زمینو نگاه می‌کنم. حرف نمی‌زنم. گوش می‌دم به صدای کفش‌ها که روی زمین کشیده می‌شه. آسمونو نگاه ...
باد اسب است و 10 نمایش‌نامه دیگر
باد اسب است و 10 نمایش‌نامه دیگر مادر غلام می‌گفت اسیر شدم ولی نمی‌گفت اسیر چی؟... خب،زن به سنگ کوب اسره دیگه، مگه من اسیر نیستم؟... هیچوقت نگفت اسر چی؟... ولی تو راستی راستی اسیر پیریه من شدی می‌دونم.
سرگذشت عجیب خانم دبیری
سرگذشت عجیب خانم دبیری زن آقای عامری هم به زن آقای گلکار گفت که عمه جان جهان خیلی حرف می‌زنه، زن آقای گلکار هم به من گفت که زن آقای عامری خیلی حرف می‌زنه. این وسط آقای مهندس فرزام که برای کمک به آقای عامری رفته بود سراغ باربیکیو، گفت: همه زن‌ها خیلی حرف می‌زنن.
مشاهده تمام رمان های محمد چرم‌شیر
مجموعه‌ها