مجموعه داستان خارجی

ماشین مرا بران

(Drive my car)

از روز اول ملاقات، میساکی راننده شخصی کافوکو شد. جلو بلوک آپارتمان، او را راس ساعت سه بعدازظهر سوار می‌کرد. ساب زردرنگ کافوکو را از پارکینگ خانه‌اش برمی‌داشت و او را به سالن تئاتر در گینزا می‌برد. البته در هنگام بارش باران با سقف بسته رانندگی می‌کرد. در طول مسیر، کافوکو روی صندلی کنار راننده می‌نشست و دیالوگ‌هایش را روی یک نوار کاست بازخوانی می‌کرد. نمایش دایی وانیا از آنتوان چخوف که منطبق بود با دوران میجی ژاپن. کافوکو نقش دایی وانیا را بازی می‌کرد. تمام متن را حفظ کرده بود، اما نیاز بود هر روز آن را بازخوانی کند تا خیالش راحت شود. این عادت دیرینه او بود.

مونا حسینی
قطره
9786001197840
۱۳۹۴
۱۳۶ صفحه
۷۹۳ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
هاروکی موراکامی
صفحه نویسنده هاروکی موراکامی
۷۶ رمان موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۴ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در همان سال یک بار جاز در کوکوبونجی توکیو گشود. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه ...
دیگر رمان‌های هاروکی موراکامی
سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش
سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش سوکورو تازاکی ماه‌ها در چنبره مرگ گرفتار شده بود چون یک روز هر چهار دوست صمیمی‌اش به او گفته بودند که دیگر نه می‌خواهند ببینندش، نه با او حرف بزنند، هیچ‌وقت. او حالا به سارا دل بسته ولی رابطه‌اش با او هم به در بسته خورده است. سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش رمانی است درباره عشق، دوستی، و سال‌های سال دل‌شکستگی.
تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش
تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش از ژوئیه سال دوم دانشگاه تا ژانویه همان سال، مردن تنها چیزی بود که تسوکورو تازاکی به آن فکر کرده بود. در این مدت تولد بیست یالگی‌اش را هم پشت سر گذاشته بود، ولی رسیدن به این نقطه عطف مرد‌شدن برایش اهمیتی نداشت. به نظرش خاتمه‌دادن به زندگی طبیعی‌ترین راه حل بود و حتی حالا هم نمی‌توانست بگوید چرا ...
پس از تاریکی
پس از تاریکی «ماری» در رستوران دنی نشسته بود که «تاکاهاشی» با دیدن او، اجازه خواست تا کنارش بنشیند. آنها دو سال قبل یک‌دیگر را در هتلی واقع در «شیناگاوا» دیده بودند. «اری آسایی» خواهر ماری، او را با تاکاهاشی و دوستش آشنا کرده بود. اما آن موقع ماری تمایل زیادی برای آشنایی با تاکاهاشی از خود نشان نداده بود. الان بعد از ...
فایل صوتی سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا
فایل صوتی سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا از حرف‌های سایه ‹‹... می‌گویی تو این شهر نه دعوایی است و نه نفرتی یا میلی. این رویای قشنگی است. من هم بدون شک طالب سعادت توام. اما غیاب دعوا یا نفرت یا میل هم‌چنین به معنای آن است که ضد آن‌ها هم نیست. نه شادی، نه پیوند و نه عشق. فقط آن‌جا که دلسردی و افسردگی و غم هست ...
نفر هفتم
نفر هفتم گفتم:« آره. اما ببین، من هیچ‌وقت یه زرافه رو در حال بچه به دنیا آوردن، یا حتی وال‌ها رو در حال شنا ندیدم. پس چرا بچه کانگورو این‌قدر باید مهم باشه؟» « واسه این‌که یه بچه کانگوروئه، همین.» تسلیم شدم و شروع کردم به ورق زدن روزنامه. هیچ‌وقت نتوانسته‌ام دخترها را در بحث مغلوب کنم.
مشاهده تمام رمان های هاروکی موراکامی
مجموعه‌ها