رمان ایرانی

داستان ماهو داستان سرگردانی و گم‌بودگی‌های مردی در همین دوره‌ ماست. مردی تازه از بند و حبس رها شده که در جست و جوی عشق از دست رفته‌اش به هر دری می‌زند و در این به هر در زدن‌ها و با هریک از این گشت واگشت‌هاگویی تکه‌ای از وجود خودش را پیدا می‌کند. تکه‌هایی که اگرچه آن‌ها را به تازگی کشف کرده اما حالا دیگر نمی‌داند با آن‌ها چه کند و همین ندانستن، سرگردانی‌اش را بیشتر و بیشتر می‌کند تا او را در مسیری تازه رهسپار سازد. ماهو همه‌جا هست و هیچ‌جا نیست.

نیلوفر
9789644486449
۱۳۹۴
۳۴۴ صفحه
۲۵۴ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های منیرالدین بیروتی
تک خشت
تک خشت
دارند در می‌زنند (مجموعه داستات)
دارند در می‌زنند (مجموعه داستات) شب که رفته بود خانه، پری را ندیده بود.چراغ‌ها روشن بودند و در اتاق‌ها باز. دیوانه شده بود و زود زنگ زده بود خانه مادری‌اش. زن باباش گفته بود که از صبح که یک بار زنگ زده و با پری حرف زده بود دیگر خبری ازش ندارد. تلفن را قطع کرده بود و زنگ زده بود به عادل. (تو خبر ...
سلام مترسک
سلام مترسک داستان مردی که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کند. او که شش ماه را در زندان گذرانده بعد از آزاد شدن همواره بیکار بوده است و تنها زندگی می‌کند. تمام عشق و علاقه او یادداشت‌های اوست، چرا که تمام شب و روز زندانش را با همین کلمات سر کرده است.
4 درد
4 درد
مشاهده تمام رمان های منیرالدین بیروتی
مجموعه‌ها