رمان خارجی

قهرمان عصر ما

(The discreet hero)

ماریو بارگاس یوسا با هر رمانش خواننده را شگفت‌زده می‌کند. او در این اثر، دو روایت موازی را به پیش می‌برد که اگرچه در پایان به هم می‌رسند، اما هر یک از سویه اجتماعی خاصی برخوردار است. حوادث رمان در جامعه معاصر پرو رخ می‌دهد و همه‌چیز با نامه‌های افرادی مشکوک شروع می‌شود که قصد باج‌خواهی از صاحب یک شرکت ترابری را دارند... به نظر می‌رسد یوسا در این رمان بیش از همیشه در صدد ساده‌گویی و واقع‌نمایی بوده است.

9786002532114
۱۳۹۴
۴۰۸ صفحه
۵۶۲ مشاهده
۰ نقل قول
ماریو بارگاس یوسا
صفحه نویسنده ماریو بارگاس یوسا
۲۱ رمان خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا داستان‌نویس، مقاله‌نویس، سیاست‌مدار و روزنامه‌نگار اهل پرو است. یوسا یکی از مهمترین رمان‌نویسان و مقاله‌نویسان معاصر آمریکای جنوبی و از معتبرترین نویسندگان نسل خود است. ماریو بارگاس یوسا بیست ساله بود که اولین داستانش منتشر شد؛ داستان کوتاهی بود به اسم «سر دسته ها» که در یکی از نشریات پایتخت به چاپ رسید. اما راه درازی را در پیش داشت و شاید خودش هم آن قدر جاه طلبی نداشت که روزگاری نامش را در میان ...
دیگر رمان‌های ماریو بارگاس یوسا
سور بز
سور بز اورانیا. پدر و مادر چندان لطفی در حقش نکرده بودند، نامش آدم را به یاد سیاره‌ای در آسمان یا فلزی معدنی می‌انداخت، به یاد همه چیز مگر زنی بلندبالا و خوش‌سیما با پوست آفتاب سوخته و چشم‌های درشت و سیاه کم و بیش غمگین که از توی آینه به او نگاه می‌کرد. اورنیا! واقعا که چه اسمی.
نامه‌هایی به 1 نویسنده جوان
نامه‌هایی به 1 نویسنده جوان به سنت ریلکه شاعر اتریشی در اثر به یادماندنی‌اش: نامه‌هایی به یک شاعر جوان، بارگاس یوسا هم آموخته‌ها و آزموده‌های دوران نویسندگی‌اش را در دوازده نامه برای نویسندگان جوان و پرشور فراهم آورده است. در دیدگاه بارگاس یوسا، نویسنده انسانی است سرشار از شوق سیری‌ناپذیر خلق دنیایی دیگر، اما به روی کاغذ آوردن خیال و بنا کردن دنیای نو، ابزار ...
قصه‌گو
قصه‌گو آنچه در پی گفتنش هستم، نه تغییر واقعیت است و نه حاصل حافظه‌ای نسیان‌زده. تقریبا مطمئنم پس از دیدن هر عکس، با اشتیاق تمام سراغ عکس بعدی می‌رفتم و گه‌گاه این اشتیاق تبدیل به اضطراب می‌شد. چه چیزی تو را این‌طور پریشان کرده است؟ در این عکس‌ها چه چیز وجود دارد که تو چنین تو را مضطرب کرده است؟ از ...
ماهی در آب (خاطرات ماریو بارگاس یوسا)
ماهی در آب (خاطرات ماریو بارگاس یوسا) مادرم بازویم را گرفت و مرا از در سرویس ساختمان فرمانداری به خیابان برد. به سمت خاکریز اگیگرن به راه افتادیم.آخرین روزهای 1946 یا نخستین روزهای 1947 بود اما امتحانات مدرسه سالسیان خاتمه یافته بود. من کلاس پنجم را به پایان رسانده بودم و در پیورا تابستان با نور سفید و گرمای خفه کننده‌اش از راه می‌رسید. مادرم بی‌آنکه صدایش بلرزد ...
مشاهده تمام رمان های ماریو بارگاس یوسا
مجموعه‌ها