بیرون که رفتند، مگ از سر تنفر فریاد فروخوردهای کشید؛ تمام کرمهای خاکی حیاط روی پله خزیده و همانجا مرده بودند. محوطه چمنکاری حالا صرفا حالت اسفنجی نداشت، بلکه خیس آب بود و مثل باتلاقی لجن گرفته به نظر میرسید.
داستانهای برگزیده 4 (4 جلدی) مجموعه داستان
یک مرتبه به یاد دارم که زیر آب صدای یک خشخش به گوش ما رسید. ما حیرت میکردیم آن صدا ناشی از چیست تا این که از زیر آب بیرون آمدیم و دیدیم که رشتههای یک مین به برج زیردریائی ما چسبیده است. آن موقع دورهای بود که متفقین در دریا به جای ماسوره چاشنی عادی، یک رشته مفتول به ...
57 داستان کوتاه انگلیسی
آیا میدانستید که عقاب قبل از شروع طوفان متوجه نزدیک شدنش میشود؟
عقاب به نقطهای بلند پرواز میکند و منتظر رسیدن باد میشود.
داستانهای با اجازه (مجموعه داستانهای کوتاه چند تن از نویسندگان امروز)
آیا اجازه گرفتن از صاحب اثر در ترجمه اهمیتی دارد؟ آیا در جایی که مسئلهی کپی رایت آثار خارجی رسمیت ندارد، میتوانی سراغ نویسنده و پدیدآورندهای بروی و از او بخواهی که اجازه دهد کارش را به زبان خودت برگردانی؟ از زمانی که کار ترجمه را آغاز کردم، این دغدغهها را داشتم که با نویسنده یا صاحب قانونی اثر تماس ...
تا مرگ ما را از هم جدا کند
مجموعه حاضر که از داستانهای کوتاه پلیسی - جنایی تشکیل شده است، میکوشد آثار روز دنیا در این ژانر را که از ژانرهای همواره محبوب داستان دوستان بوده، به مخاطبان ارائه دهد.
جذابیت و هیجان نهفته در این گونه ادبی و رویارویی خلافکاران زیرک و کارآگاهان کارکشته، خواننده را تا پایان با خود همراه میکند و کوشش برای یافتن پاسخ پرسش ...
بعضی زنها
آرچي مكلاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يكبار ميشنيد هرگز فراموش نميكرد. صدايي صاف و محكم. كلمهها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا ميكرد. آواز محزون و يكنواخت و بيپيرايهاش، چيزهايي را بيان ميكرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...