بیرون که رفتند، مگ از سر تنفر فریاد فروخوردهای کشید؛ تمام کرمهای خاکی حیاط روی پله خزیده و همانجا مرده بودند. محوطه چمنکاری حالا صرفا حالت اسفنجی نداشت، بلکه خیس آب بود و مثل باتلاقی لجن گرفته به نظر میرسید.
زن و شوهر واقعی (گزیده داستانهای کوتاه آفریقا)
پدرش که از همان موقع با او حرف نمیزد. مادرش مخفیانه به دیدن او میآمد و بچه ها را برای غسل تعمید به کلیسا میبرد. کلیسا برای بچههایی که پدر و مادرشان در حضور کشیش غقد نشده بودند. هزینهی غسل تعمید را چهار برابر می گرفت. غیر از این جریمه مشکلی نداشتند. البته کشیش گاهی موقع موعظه، زنا، چند همسری ...
قصههایی برای 5 سالهها
قصههایی برای پنج سالهها، مجموعه 9 قصه است. قصههایی مثل: بادکنکی برای میکی، اسب آبی آفریقایی، روز بزرگ بیلی خرسه، چکمههای جادویی، فیل فراموشکار، تخم اژدها و... همانطور که از اسم قصهها پیداست، هر قصه حال و هوای خاصی دارد و این تنوع باعث میشود که این مجموعه بسیار جذاب و سرگرمکننده باشد. بهتر است قصهها را بخوانید، تا هم ...
آوای جاودان دختران ایرانی و 87 داستان کوتاه دیگر از ایران باستان
پادشاه مهرداد، تکانی خورد. با خود گفت: چگونه چنین دختران دانایی در این مرز و بوم زندگی میکنند و او خود نمیداند.
آن شب تا به پگاه خورشید، مهرداد اشکانی، نخستین پادشاه دودمان اشکانیان در تمام مدت به گفتههای آنها اندیشید.
فردای آن روز پادشاه ایران با تنی چند از نزدیکان به خانهای که روز پیش ندا از آن شنیده بود رفت ...
نمایشنامههای تکپردهای
پردینز:
یادت میآید که من چطور او را به یک الهه یونانی تشبیه میکردم با پیراهن سفید، شیپور طلایی، با صندل و تاج گل.
هیچکس جز تو نمیدانست که من «شهرت» را به این شکل در نظر مجسم میکردم و به او اعتقاد داشتم و او را موجودی واقعی میپنداشتم. ایمان داشتم که یک روز خواهد آمد ولی همه مرا ...
زرنگترین پیرزن دنیا و 79 داستان کوتاه دیگر از ملل مختلف جهان
با این سخن، مدیر عامل بیشتر وسوسه شد و از آنجا که خیالش از خودش آسوده بود از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ده صبح برنامهای برایش نگذارد.
روز بعد پیرزن درست سر ساعت به همراه مردی که در ظاهر وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت.
پیرزن بسیار محترمانه از مدیر عامل خواست که در صورت امکان ...