مجموعه داستان خارجی

دوئل و چند داستان دیگر

(The russian master and other stories)

یازده داستان این مجموعه بازتابی است از اندیشه‌های ژرف نویسنده‌یی که دانشکده پزشکی را به پایان برده و در عصر روشنگری و سلطه نگرش علمی دارای جهان‌بینی واقعگرایانه‌یی است که از منظر دانش روز به وقایع روزگار خویش می‌نگرد و آن‌چه را می‌بیند و دریافت می‌دارد، قصه می‌کند. بلندترین داستان این مجموعه یعنی «دوئل» نام خود را به‌ عنوان کتاب بخشیده و دوئل نگاهی است به نظریه انتخاب اصلح داروین. چخوف، دارونیسم را به نوعی تایید می‌کند اگرچه در پایان داستان بر مواضع اخلاقی خود پای می‌فشرد. دیگر داستان‌هایش به ‌راستی تحلیلی روانکاوانه از طیف وسیعی از شخصیت‌هایی است که در جامعه حضور دارند و در کنار ما زندگی می‌کنند و ما خود شاید یکی از آنان باشیم. بی‌وفایی و سست بودن پیوندهای زناشویی یکی از مضامین اصلی این داستان‌هاست. برای مثال داستان «همسرش» ، نخستین داستان این مجموعه است که وقتی قصه خوانده می‌شود، خواننده می‌ماند که بگرید یا بخندد. اما در این میان، داستان «روستاییان» از جنس دیگری است؛ بی‌گمان یک جامعه‌شناسی تمام عیار است هر چند نمی توانم از دیگر قصه‌هایش به ستایش سخن نگویم.

مهدی افشار
به‌سخن
9786007987247
۱۳۹۵
۴۰۰ صفحه
۳۸۸ مشاهده
۰ نقل قول
آنتوان چخوف
صفحه نویسنده آنتوان چخوف
۷۶ رمان آنتون پاولوویچ چِخوف داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس برجستهٔ روس است. هر چند چخوف زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید. او را مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس برمی‌شمارند و در زمینهٔ نمایش‌نامه‌نویسی نیز آثار برجسته‌ای از خود به جا گذاشته‌است و وی را پس از شکسپیر بزرگترین نمایش نامه نویس میدانند. چخوف در چهل و چهار سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت. چخوف نخستین مجموعه داستان‌اش را دو سال پس از ...
دیگر رمان‌های آنتوان چخوف
زن زیادی
زن زیادی زن زیادی یا زن فروشی داستان زنی است که میان دو مرد خرید و فروش می‌شود. نام داستان گویای طنز است اما محتوای داستان به هیچ وجه طنز نیست و در اصل تراژیک است. گروهولسکی مردی عاشق پیشه اما ضعیف‌النفس که عاشق لیزا است تصمیم می‌گیرد او را از شوهرش جدا کرده و به ازدواج خود درآورد. بوگروف شوهر لیزا ...
دوستان ما بد زندگی می‌کنیم (گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه نمایشی)
دوستان ما بد زندگی می‌کنیم (گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه نمایشی) به هنگام بالا رفتن از پله‌ها،‌ با خود می‌گفت:«اینجا رو ببین، مثل اینکه داری از طویله چهارپاها به خونه معشوقه‌ات می‌ری! همه‌جا رو برق انداختند، فرش پهن کردند، آدم می‌ترسه پاش رو زمین بذاره.»
برگزیده آثار آنتوان چخوف
برگزیده آثار آنتوان چخوف بانوی عزیز دوست گرامی و فراموش نشدنی، شما در نامه عزیزتان ضمنا می‌پرسید، که چرا با این‌‌که من 39 سال دارم، تا حال زن نگرفته‌ام؟ عزیزم! من از صمیم قلب دوستدار زندگانی خانوادگی هستم و اگر زن نگرفته‌ام فقط به این علت است که تقدیر بدذات نمی‌خواسته است، که من زن بگیرم. من قریب 15 بار عازم بوده‌ام زن بگیرم ...
اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر
اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر تقریبا 12 تا 15 سال پیش در یکی از بزرگ‌ترین خیابان‌های شهر، کارمندی به نام گروموف، که مردی موقر و متمول بود، در خانواده شخصی خود سکونت داشتند. گروموف دارای 2 پسر بود که سرگی و ایوان نام داشتند. سرگی، هنگامی که در کلاس چهارم دبیرستان تحصیل می‌کرد، از بیماری سل درگذشت. گویی این مرگ آغاز یک سلسله بدبختی‌ها به ...
استپ
استپ در سپیده‌دم یکی از روزهای ژوئیه، درشکه‌ای که گروک کهنه و ژنده‌ای داشت و به یکی از آن 4 چرخه‌های بدون فنر عهد باستان می‌ماند که امروز دیگر در روسیه کسی به جز تحصیل‌داران تجار و فروشندگان دوره‌گرد و کشیش‌های ندارتر در آن‌ها سفر نمی‌کنند از شهر «ن» که مرکز ایالت «ز» است خارج شد و لق‌لق زنان در راه ...
مشاهده تمام رمان های آنتوان چخوف
مجموعه‌ها