رمان ایرانی

مدیر مدرسه

زبان فارسی نویسنده جلال آل‌احمد سال چاپ 1395 نوبت چاپ 2 تعداد صفحات 112 سایز رقعی ابعاد 14.4 * 21.5 * 0.8 نوع جلد شومیز وزن 191 نسخه الکترونیکی نمی‌باشد

مصدق
9786007436349
۱۳۹۵
۱۱۲ صفحه
۴۱۴ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جلال آل‌احمد
صفحه نویسنده جلال آل‌احمد
۲۹ رمان جلال آل احمد در ۱۱ آذر ۱۳۰۲ در خانواده‌ای مذهبی-روحانی به دنیا آمد. وی پسر عموی آیت‌الله طالقانی بود . دوران کودکی و نوجوانی جلال در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. پس از اتمام دوران دبستان، پدر جلال، سید احمد طالقانی، به او اجازهٔ درس خواندن در دبیرستان را نداد؛ اما او که همواره خواهان و جویای حقیقت بود به این سادگی تسلیم خواست پدر نشد. دارالفنون هم کلاس‌های شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. روزها کار؛ ...
دیگر رمان‌های جلال آل‌احمد
سفر به ولایت عزراییل
سفر به ولایت عزراییل ولایت عزرائیل (اسرائیل) «ولایت» می‌گویم به دو معنی اول اینکه حکومت یهود در آن سرزمین فلسطین، نوعی«ولایت» است و نه «دولت». حکومت اولیاء جدید بنی‌اسرائیل است بر ارض موعود؛ نه حکومت ساکنان فلسطین بر فلسطین. دوم، به این معنی که سرزمین فعلی اسرائیل به هر صورت چیزی شبیه یک مملکت نیست. اگر از مملکت، آن مفهومی را می‌توان داشت که ما داریم. ولایت ...
قصه‌های جلال (گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه جلال آل‌احمد) مجموعه داستان
قصه‌های جلال (گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه جلال آل‌احمد) مجموعه داستان صبح یک از روزهای دهه اول شهریور بیست بود. چیزی به ظهر نمانده بود. شهر زندگی معمولی خود را ادامه می‌داد. هیچ‌چیز تازه‌ای جز سربازان لخت و یکتا پیراهن، که چندین روز بود با یک پیت حلبی، میان شهر ولشان کرده بودند دیده نمی‌شد. سربازها هنوز به پیروی از یک عادت زورکی کورکورانه سه به سه و ردیف قدم بر ...
سفر آمریکا
سفر آمریکا (دیگر این‌که به کله‌ام زده است از این یادداشت‌های سفر، با قبلی‌ها، چیزی درست کنم به اسم” چهار کعبه” یا ” زیارت چهار کعبه ” و از این جور چیزها. به قصد این‌که خودم را در مقابل چهار کعبه (مکه ـ اورشلیم ـ مسکو ـ نیویورک) گذاشته‌ام تا عکس‌العمل‌هایم را ضبط کنم. و البته ناچار قیاسی میان کعبه‌ها و دیگر ...
دید و بازدید
دید و بازدید پس از جنجال سر بینه که عنق همه را منکسر کرده بود، کم‌کم سرور و صمیمیت وارد این محیط دم کرده و خیس خورده می‌شد. دخترک که هنوز به دنبال لیف و صابونش می‌گشت، خواست سری هم به حوضچه‌ی کنار در ورودی بزند. ولی هنوز پایش به وسط حمام نرسیده بود که یک مرتبه یکی از نظام‌های کف حمام زیر ...
مدیر مدرسه (شاهکار جلال آل‌احمد)
مدیر مدرسه (شاهکار جلال آل‌احمد) از در که وارد شدم، سیگارم دستم بود و زورم آمد سلام کنم. همین طوری دنگم گرفته بود قد باشم. رئیس فرهنگ که اجازه نشستن داد نگاهش لجظه‌ای روی دستم مکث کرد و بعد چیزی را که می‌نوشت تمام کرد می‌خواست متوجه من بشود که رونویس حکم را روی میزش گذاشته بودم.حرفی نزدیم رونویس را با کاغذهای ضمیمه‌اش زیر ...
مشاهده تمام رمان های جلال آل‌احمد
مجموعه‌ها