شعر

گزارش به نازادگان

در شعر... کلمه... کم نمی‌آورم. اما شعر گاهی مرا به ساحت‌هایی می‌برد. که آن‌جا از دست کلمه کاری ساخته نیست. در چنین شرایطی رو به خط می‌آورم. رو به «نقش» رو به هر چه که. شعر خواسته باشد. همه‌ چیز از یک «نقطه». آغاز می‌شود. همین اشاره بی‌اسم. مرا با خودش می‌برد. و نیز انتهای هر کار. باز یک نقطه است: از نقطه به نقطه... که مرتب می‌گوید من شکل دیگر شعر توام. در خلوت جهان.

هونار
9786009305247
۱۳۹۶
۱۰۴ صفحه
۹۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های علی صالحی
یزله در غبار
یزله در غبار بوم بوم.. افتادیم ریختیم زمین... مثل برگ درخت ریختیم زمین آدم بود که می‌رفت چهاردست و پاش توی هوا چرخ می‌زد و من هی می‌خندیدم. خوب که مادرشوهرم نبود زودتر از همه تیکه پاره شده بود دیگه نبودش اگه نه گیسمو می‌کشید و می‌گفت : زن خجالت بکش همه دارن می‌رن تو داری می‌خندی؟ شرط می‌بندم که حالا دوباره هواپیماها ...
لکه‌های گل
لکه‌های گل
مسئله زن‌ها بودند
مسئله زن‌ها بودند با کفش و لباس افتاد روی تخت و زد زیر آواز تا خیال سکینه را بتاراند. اما تصویر او به خیالش چسبیده بود و جدا نمی‌شد. او را می‌دید که سلانه سلانه و سنگین با شکمی که یک روز تا زایمانش مانده تا سر کوچه می‌رود و دوباره از نو شروع می‌کند. بلند شد رفت شیر آب آشپزخانه را باز ...
دختر ویولن‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه
دختر ویولن‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه سلام آقای رییس‌حمهور کلید... که بی‌کلید احیانا کبریت خدمت‌تان هست؟ می خواهم این چراغ شکسته را روشن کنم، کوچه خیلی تاریک است!
دعوت دوباره به ادامه دریا (گزینه شعر دوم)
دعوت دوباره به ادامه دریا (گزینه شعر دوم) خودخواه، خسته، بی‌شکیب. این. همه آن چیزی است. که از این جهان برایم باقی گذاشته‌اند. با من مدارا کن، بعدها. دلت برایم تنگ خواهد شد.
مشاهده تمام رمان های علی صالحی
مجموعه‌ها