رمان خارجی - فرانسه

بازگشت از ماه

(All around the moon)

اگر مشکلی باشد، امری غیرممکن نخواهد بود، چون آمریکایی‌ها خیلی جسور و با شهامت هستند و همه کار از آن‌ها برمی‌آید. همه مطمئن بودند روزی این اقدام بزرگ عملی خواهد شد و انسان می‌تواند با اطمینان تمام در روی کره ماه و دیگر سیارات آسمانی قدم بگذارد.

پنگوئن
9786009855490
۱۷۶ صفحه
۱۲۱ مشاهده
۰ نقل قول
ژول ورن ۴۶ رمان ژول گابریل ورن نویسنده و آینده‌نگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت. او هنگامی از سفر به هوا و فضا و زیر دریا در داستان‌های خود سخن گفت که هنوز بشر نتوانسته بود وسایل و امکانات چنین سفرهایی را فراهم کند. آثار او از نظر ترجمه به زبان‌های دیگر بعد از آثار آگاتا کریستی در رده دوم جهانی هستند. سال ۲۰۰۵ به مناسبت صدمین سال مرگ او «سال ژول ورن» نامیده شد. تاکنون چندین انیمیشن و فیلم از ...
دیگر رمان‌های ژول ورن
20 هزار فرسنگ زیر...
20 هزار فرسنگ زیر... داستان بیست هزار فرسنگ زیر دریاها یکی از آثار مشهور ژول‌ورن، نویسنده فرانسوی، است که مبتکر داستان‌های عملی - تخیلی و پیشگو و الهام‌بخش بسیاری از اختراعات و اکتشافات شگف‌انگیز قرن بیستم است. قهرمان این داستان، زیر دریایی‌ای اختراع کرده است که با نیرویی شگرف و مرموز در ژرفای اقیانوس‌ها حرکت می‌کند و استحکام و نیرومندی آن‌چنان است که می‌تواند به ...
20000 فرسنگ زیر دریا (متن کوتاه)
20000 فرسنگ زیر دریا (متن کوتاه) نام ژول ورن ( 1905- 1828) برای همیشه به عنوان پدر داستان‌های تخیلی- علمی تثبیت شده است و برخی از پیشرفت‌های علمی و فنی که وی در داستان‌هایش با تخیل نیرومند خویش پیش‌بینی کرده بود امروز به تحقق پیوسته‌اند. ده‌ها سال است که جوانان و نوجوانان نسل‌های پی در پی با داستان‌هایی چون بیست هزار فرسنگ زیر دریا، دور دنیا در ...
شهر شناور
شهر شناور ژول ورن پس از سفر دریایی هیجان‌انگیز با یک کشتی غول‌آسا، به فکر نوشتن این رمان افتاد؛ رمانی درباره گریت ایسترن، که فقط یک کشتی بزرگ نیست بلکه جهانی کوچک و شهری شناور است که بیننده‌اش را مبهوت می‌کند.
شهر پولاد
شهر پولاد شب که می‌رسید نوار روز بالا می‌رفت تا جای خود را به نوار شب بسپارد. ولی پسر او در بارکش جای نمی‌گرفت. بلکه به اصطبل می‌رفت، بلرـ آتول غزیزش را به سرعت باز می‌یافت، شامش را که مقداری جو سیاه بود به اضافه جیره علفش می‌داد، سپس به نوبه خود مختصر شام سردش را که از بالا برایش به ...
میشل استروگف
میشل استروگف «اعلیحضرت، یک تلگراف جدید رسیده.» «از کجا؟» «از تومسک.» «از تومسک به بعد خط تلگراف قطع شده؟» «بله، از دیروز قطع شده.» «ژنرال، هر یک ساعت، به تومسک تلگراف بفرستید، و مرا در جریان قرار دهید.» ژنرال کیسف جواب داد: «چشم، اعلیحضرت.» این گفتگو در ساعت دو صبح رخ داد، درست در لحظه‌ای که جشنی که در کاخ نو در ...
مشاهده تمام رمان های ژول ورن
مجموعه‌ها