ناباکوف، که یکی از نویسندگان قهار قرن دانسته میشود، چه در زبان انگلیسی و چه در زبان روسی، شماری از آثاری انگلیسی خود ـ از جمله لولیتا ـ را به روسی ترجمه کرده و بر ترجمه انگلیسی آثار روسیاش نیز نظارت داشته است.
۲۴ رمان
ولادیمیر ولادیمیرویچ ناباکوف نویسنده رمان، داستان کوتاه، مترجم و منتقد چندزبانه روسی-آمریکایی بود. وی اولین شعرش را در سن ۱۵ سالگی نوشت و قبل از فارغالتحصیلی از مدرسه تنیشف، ۲ جلد کتاب شعر چاپ کرده بود.
ناباکوف تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج گذراند و چند سال پس از تبعید اجباری در اروپا، در سال ۱۹۴۰ به آمریکا رفت و تا پایان عمر خود آنجا ماند. ناباکوف با انتشار رمان لولیتا به اوج شهرت رسید. ناباکوف این رمان را در سال ...
زنگ در
در حالی که ابریشم آبی درخشان شانههای مادرش را نوازش میکرد، گفت:«فردا صبح میروم. دلم هوای شمال را کرده. نروژ، شاید. ممکن است برای شکار نهنگ سری هم به دریا بزنم. برایت نامه مینویسم. یکی دو سال دیگر باز به دیدنت میآیم، آنوقت شاید بیشتر پیشت بمانم. به خاطر جنون سرگردانیام مرا سرزنش نکن.»
به دلقکها نگاه کن
مجموعه کتابهای روسیام بعد از آنکه تمام شده و امضا شده بودند دوباره به درون ذهنی که خلقشان کرده بود پرتاب میشدند. همهشان یا به دست خودم یا با نظارت خودم، با بازنگریهای خودم، به تدریج ترجمه شدند. هم آن ترجمههای انگلیسی نهایی و هم نسخههای اصل تجدید شده حالا تقدیم تو بود. خوب بود. راحت بود.
ناامیدی
ولادیمیر ناباکوف، یکی از استادان نثر که دارای سبکی شاخص در رمان بود، در سال 1899 در سنت پترزبورگ به دنیا آمد.
ناباکوف رمان ناامیدی را که در سالهای جوانی نوشته بود سی سال پس از انتشار بار دیگر بازنویسی کرد. این رمان روایت زندگی و سقوط مردی به نام هرمن است. ماجرایی ابتکارآمیز که در آن یک مرد همزاد خود ...
خواهران مرده و 2 داستان دیگر
سینتیا را این خیال برداشته بود که خواهر مردهاش، در کل، با او به مهر نیست ـ حالا به این کشف رسیده بود که من و خواهر مردهاش دست به یکی کردهایم که رومانس او را به تراژدی بدل کنیم، و سینتیا (با حالتی آمیخته با طنز سیبل) برای خلع سلاح کردن شبح او، هر از چندی، به نوعی بدوی ...
دعوت به مراسم گردنزنی
دعوت به مراسم گردنزنی، روایت ابتذالی سازمان یافته است که هدف غاییش سلب هویت از انسان کنونی است. سین سیناتوس (نامی که هر شخص ممکنی را به ذهن میآورد) همچون انسانی صاحب هویت، زندانی چنین نظامی است. نظامی سراپا صحنهسازی شده، رنگآمیزی شده و باسمهای که کوچکترین «هستی» مستقلی را برنمیتابد و همه را یکسان، یکدست و بیرمز و راز ...