نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

آرت

(Kunst)

هنر نمایش‌نامه کوتاهی درباره چند دوست است که درباره تابلوی نقاشی مدرنی که یکی از آن‌ها خریده و در واقع یک بوم خالی است بحث و مشاجره می‌کنند و دوستی آن‌ها به هم می‌خورد. تم اصلی نمایش‌نامه هنر، خودفریبی است. یاسمینا رضا در این‌باره به خبرنگار گاردین می‌گوید:«خودفریبی برای من بخش مهمی از زندگی است و من امروز بخصوص آن را با دنبال کردن یک چهره سیاسی می‌بینم. خودفریبی امروز حکومت می‌کند. خودفریبی عنصر مسلط نهاد بشری است. خودفریبی تنها دروغ گفتن به دیگران نیست بلکه دروغ گفتن به خود است. شکلی از محافظت است و ناشی از احساسات دیگر مثل احساس غرور، نخوت، ترس، و درآمیختن با دیگران است.»

9786007261774
۸۰ صفحه
۸۷ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های یاسمینا رضا
حرمان
حرمان حرمان اولین رمان یاسمینا رضا، نویسنده فرانسوی ایرانی تبار است. حرمان نوعی حدیث نفس است.پدری در خیال خود با پسرش حرف می‌زند. پیرمرد در زندان توهم و غم گرفتار شده است و دایم از اطرافیانش می‌نالد و کینه آن‌ها را به دل می‌گیرد. نه تنها از اطرافیان و نزدیکان، بلکه از هر انسانی متنفر است و هر وقت کسی را ...
هیچستان
هیچستان هیچستان، مجموعه‌ای پنج قسمتی از صحنه‌هایی کوچک از زندگی، کتابی کوچک در مقایسه با برخی نمایش‌نامه‌های یاسمینا رضا است؛ اما در آن اندیشه‌های شایان توجهی وجود دارد، به نظر نمی‌رسد هدف نویسنده، نگارش زندگی‌نامه‌اش باشد؛ با وجود این شاید این کتاب تلاشی است برای ابدی کردن صحنه‌هایی از زندگی.
تصویر زیبا
تصویر زیبا یک عصر بهاری که هوا هنوز روشن است. پارکینگ رستوران (که رستوران دیده نمی‌‌‌‌‌‌‌شود) مردی ایستاده است. ماشینی که در سمت مسافرش باز است، پاهای زنی از ماشین بیرون آمده. زن سیگاری روشن می‌کند. زمانی می‌گذرد و بعد مرد شروع به صحبت می‌کند.
شما بازی را چطور تعریف می‌کنید
شما بازی را چطور تعریف می‌کنید در نمایش‌نامه شما بازی را چطور تعریف می‌کنید که سال 2011 به چاپ رسیده شاهد داستان در داستانی هستیم که در هزارتوی خود زندگی رمان‌نویسانی را در قالب شخصیت‌های نمایش‌نامه مورد مداقه قرار داده است.
آدام هابربرگ
آدام هابربرگ بدین ترتیب، روزی از روزها آدام بربرگ روی نیمکتی روبه‌روی قفس شترمرغ‌ها نشسته بود. نیمکت از بارش نامحسوس باران نمناک بود. دو شترمرغ بی‌حال خاکستری رنگ جلوی خانه‌شان در محوطه‌ای کاملا خالی علوفه می‌خوردند، تلفن همراه هابربرگ در جیبش زنگ زد: «الو!» صدایی از آن طرف خط گفت: «عجب هوایی! آدم دق می‌کند.»، «کجایی؟»، «باغ وحش»، «اون‌جا چیکار می‌کنی؟»، «خودت ...
مشاهده تمام رمان های یاسمینا رضا
مجموعه‌ها