۲۲ رمان
Woody Allen (born Allen Stewart Königsberg) is a three-time Academy Award-winning American film director, writer, actor, jazz musician, comedian and playwright. His large body of work and cerebral film style, mixing satire, wit and humor, have made him one of the most respected and prolific filmmakers in the modern era. Allen writes and directs his movies and has also acted in the majority of them. For inspiration, Allen draws heavily on literature, philosophy, psychology, Judaism, European cinema and New York ...
مرگ در میزند (تجربههای کوتاه 1) نمایشنامه
نمایش در اتاق خواب خانه دوطبقه نات اکرمن رخ میدهد که جائی در کیوگاردنز واقع است. کف اتاق کیپ تا کیپ با قالی فرش شده است. یک تختخواب دو نفره بزرگ و یک میز توالت بزرگ. اتاق اسباب و اثاثه و پرده مفصل دارد، و روی دیوارها چند تابلوی نقاشی و یک دماسنج زشت آویزان است. به هنگام بالا رفتن ...
راهنمای مختصر و البته مفید نافرمانی مدنی
هیچچیز نمیتواند مثل کشف انرژی ناشناخته از متفکری بزرگ، جامعهی روشن فکری را سر ذوق بیاورد و کاری کند که دانشگاهیان، مثل آن چیزهایی که وقتی زیر میکروسکوپ به یک قطره آب نگاه کنیم میبینیم، به جنبوجوش بیفتند. در سفر اخیری که برای جمعآوری تعدادی از کمیابترین زخمهای ناشی از دوئلهای قرن نوزدهم به هایدلبرگ داشتم، از قضای روزگار دقیقا ...
این آب آشامیدنی نیست (مجموعه طنزهای وودی آلن) نمایشنامه
سوزان: در مقایسه با پسرهایی که تا حالا باهاشون ازدواج کردم، دونالد همانیئه که بابام میخواد.
مگی: مگه تا حالا چند بار ازدواج کردی؟
سوزان: چند بار...یکیشون موزیسین جز بود که اختلال دو قطبی داشت.
یکیشون سرباز فراری بود و اون یکی هم یک کشیش خلع لباس شده.
اما اگر بخوام خانه زندگی تشکیل بدم، کسی را میخوام که...
مگی: با ثبات و موفق باشه.
سوزان: ...
طنزهای وودی آلن (بی بال و پر)
در اینکه دنیایی نامرئی وجود دارد، شکی نیست. مسئله اینجاست که این دنیا تا مرکز شهر چقدر فاصله دارد و شبها تا کی باز است؟ حوادث مرموز مرتبا اتفاق میافتند. یکی جن و پری میبیند. یکی سر و صدا میشنود: و یکی از خواب میپرد و میبیند که دارد توی هوا راه میرود.
مرگ در میزند (مجموعههای طنز وودی آلن) نمایشنامه
مرگ: (زیرا او چیزی نیست جز مرگ) یا عیسی مسیح. نزدیک بود گردنم بشکنه.
نات: (با حیرت به او نگاه میکند) تو کی هستی؟
مرگ: مرگ.
نات: مرگ. گوش کن. میتونم بشینم؟
نزدیک بود گردنم بشکنه. دارم مثل بید میلرزم.
نات: گفتم تو کی هستی؟
مرگ: مرگ. یه لیوان آب میآری؟
نات: مرگ؟ یعنی چی؟
مرگ: چت شده؟ این لباس ...