نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

تبعیدی‌ها

(Exiles)

نمایشنامه‌ی ”تبعیدی‌ها“ نخستین‌بار در مه 1918 منتشر شد، نمایشنامه‌ای که در زمان انتشارش چندان مورد توجه قرار نگرفت: عده‌ای آن را تنها تقلیدی از آثار ایبسن می‌دانستند و عده‌ای با مقایسه‌ی این نمایشنامه با دو رمان جویس، ”اولیس” و ”پرتره‌ای از مرد هنرمند در جوانی”، آن‌ را اثری نه‌چندان جویسی قلمداد می‌کردند و عده‌ای نیز آن را ”زننده” یافتند. ویلیام باتلر ییتس از قبول این نمایشنامه برای اجرا در تئاتر ابی امتناع کرد و متن برای دیدار صحنه چهل و دو سال انتظار کشید: تنها پس از اجرای هارولد پینتر از این نمایشنامه به سال 1970 در لندن بود که توجه بیشتری به آن جلب شد.

فرید قدمی
9786008975489
۲۰۶ صفحه
۸۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جیمز جویس
صفحه نویسنده جیمز جویس
۱۴ رمان جیمز آگوستین آلویسیوس جویس ‏نویسندهٔ ایرلندی بود که گروهی رمان اولیس وی را بزرگ‌ترین رمان سده بیستم خوانده‌اند. اولین اثرش دوبلینی‌ها مجموعه داستان‌های کوتاهی است درباره دوبلین و مردمش که گاهی آن را داستانی بلند و با درون‌مایه‌ای یگانه تلقی می‌کنند. جویس در خانواده‌ای متوسط در دوبلین به دنیا آمد. در مدرسه و دانشگاه دانش‌آموزی با استعداد بود. در اوایل دههٔ سوم زندگی به اروپای قاره‌ای مهاجرت کرد و در شهرهای تریسته، پاریس و زوریخ اقامت گزید. گرچه بخش بزرگی از ...
دیگر رمان‌های جیمز جویس
اولیس 2 (کتاب دوم)
اولیس 2 (کتاب دوم) دلهره‌ای، افسوسی، آرام از ستون فقرات‌اش جاری شد و شدت گرفت. اتفاق می‌افتد، بله. مانع شو. بیهوده: نمی‌توانی کاری بکنی. لب‌های روشن و شیرین دختر. این هم اتفاق می‌افتد. دلهره‌ای سیال را حس می‌کرد که درونش منتشر می‌شد. هر کاری بکنی بیهوده است الان.
بهترین داستان‌های کوتاه (جیمز آگوستین جویس)
بهترین داستان‌های کوتاه (جیمز آگوستین جویس) جیمز جویس در دابلین به دنیا می‌‌‌آید. او یکی از چهارده فرزند خانواده است. جویس از کالج بلودر فارغ‌التحصیل می‌‌شود و در دانشگاه دابلین نام‌نویسی می‌کند. جیمز جویس نوشتن اثر جدید خود را با عنوان اثر در حال پیشرفت آغاز می‌کند. جیمز جویس در زوریخ درمی‌گذرد و در همین شهر به خاک سپرده می‌شود.
بازار عربی
بازار عربی می‌خواهم عمری در کنار تو باشم. آنقدر از خود به تو بگویم تا وجودمان یکی شود. تا زمانی که لحظه‌ی مرگ‌مان فرا رسد.
دوبلینی‌ها
دوبلینی‌ها دلم می‌خواست به اتاق بروم و به او نگاه کنم، اما جرات در زدن نداشتم. آهسته در سمت آفتابی خیابان راه افتادم، و همچنان که می‌رفتم، تمام اعلان‌های نمایشی را در پشت شیشه دکان‌ها می‌خواندم. به نظرم عجیب می‌آمد که نه من حالت عزاداری داشتم و نه روز، و من حتی از کشف احساس آزادی در خودم ناراحت شدم تو ...
مشاهده تمام رمان های جیمز جویس
مجموعه‌ها