pania

pania

@pania

  • ۴۷۱

    امتیاز

  • ۳

    دنبال‌کننده

  • ۷

    دنبال‌شونده

  • ۱

    نقد

  • ۱۰

    نقل‌قول

به گورستان سفر کردم کم و بیش بدیم قبر دولتمرد و درویش نه درویشی بی کفن در خاک رفته نه دولت مرد برده یک کفن بیش

آخرین فعالیت‌ها

زایو
قفسهمحبوب

زایو

این کتاب به قفسه اضافه شد.

جزء از کل
امتیازخوانده‌ام

جزء از کل

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

جزء از کل
نقد

جزء از کل

این کتاباز بهترین کتاب هایی بود که خواندم و خوشحالمم که به خاطر خواندنش از خودم شرمنده نیستم کتاب، دید منو نسبت به خیلی خیلی چیزا عوض کرد و من موقع خوندن این کتاب بو که فهمیدم «چرا کتاب میخوانیم» اولین جوابم فعلاواسه این سوال: این جور کتاب‌ها عقایدت رو میارن وسط. همن عقایدی که شاید تو ناخودآگاهت هست ولی نمیدونی هستن. همون جا‌های تاریک مغزت روشن میشن. همون راه‌های ارتباطی بین مفاهیم مختلف شکل میگیرن و تو شروع میکنی قضاوت هات رو قضاوت کردن! شاید همیناست که بهشون میگیم ذهنمو وا کرد

قهوه سرد آقای نویسنده
امتیازخوانده‌ام

قهوه سرد آقای نویسنده

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

لبخند مسیح
امتیازخوانده‌ام

لبخند مسیح

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

ملت عشق
قفسهمحبوب

ملت عشق

این کتاب به قفسه اضافه شد.

توسکا
امتیازدر حال خواندن

توسکا

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

قرار نبود
نقل قول

قرار نبود

نمیدونم چی شد که اینجوری شد نمیدونم چند روزه نیستی پیشم اینارو میگم که فقط بدونی دارم یواش یواش دیوونه میشم تا کی به عشقه دیدنت دوباره از تو کوچه‌ها خسته بشم بمیرم تا کی باید دنباله تو بگردم از کی باید سراغتو بگیرم از کی باید سراغتو بگیرم قرار نبود چشمای من خیس بشه قرار نبود هر چی قرار نیست بشه قرار نبود دیدنت ارزوم شه قرار نبود که اینجوری تموم شه یادت میاد ثانیه‌های آخر گفتی میرم اما میام به زودی چشمامو بستم نبینی اشکمو چشمامو وا کردمو رفته بودی چشمامو وا کردمو رفته بودی قرار نبود منتظرت بمونم قرار نبود بری و برنگردی از اولش کناره من نبودی آخرشم کاره خودت رو کردی

۱ پسند
قرار نبود
امتیازخوانده‌ام

قرار نبود

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

قهوه سرد آقای نویسنده
نقل قول

قهوه سرد آقای نویسنده

فکر می‌کنم خدا سه چیز رو با ذوق بیش‌تری افریده زن هنر عشق اما در عجبم تو را با چه شور و حالی افریده زن هنرمند عاشق

۳ پسند
قهوه سرد آقای نویسنده
نقل قول

قهوه سرد آقای نویسنده

از دو دسته ادمها باید خیلی ترسید! دسته ای که چیزی برای از دست دادن ندارن دسته ای که عقل سالمی ندارن این دو دسته هر کاری ازشون برمیاد

۲ پسند
شیرین
قفسهدر حال خواندن

شیرین

این کتاب به قفسه اضافه شد.

یلدا
نقل قول

یلدا

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستان غبار آلود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه ای ز امروزها ، دیروزها دیدگانم همچو دالان های تار گونه هایم همچو مرمر های سرد ناگهان خوابی مرا خواهد ربود من تهی خواهم شد از فریاد درد خاک می‌خواند مرا هر دم به خویش می‌رسند از ره که در خاکم نهند

۳ پسند
یلدا
نقل قول

یلدا

یه درخت همیشه به ریشه اش زنده است… با شب نباید جنگ کرد باید با شب بود و شب شد

۲ پسند
یلدا
نقل قول

یلدا

زندگی کردن…تلف بودن…پلاسیدن…نطفه ای را پرورش دادن برای زندگی کردن و این تکرار تکرار است و من تکرار تکرارم

۳ پسند
یلدا
نقل قول

یلدا

شیوا: ادمی که امید تو زندگیش هست ترسم تو زندگیش هست اکثر ادمها خلاف نمی‌کنن چون امید دارن که می‌تونن از راه درست بعد چند سال وضع زندگیشون خوب بشه چون این امید تو زندگیشون هست پس دست به کار خلاف می‌زنن چون میترسن یه دفعه گیر بفتن و تمام امید‌ها و ارزو هاشون نقش بر اب بشه وای از اون روزی که امید ادمها قطع بشه اونوقت از هیچی نمی‌ترسن

۳ پسند
یلدا
قفسهخوانده‌ام

یلدا

این کتاب به قفسه اضافه شد.

خواستگاری (انتخاب) فیلم‌نامه
قفسهخوانده‌ام

خواستگاری (انتخاب) فیلم‌نامه

این کتاب به قفسه اضافه شد.

شازده کوچولو
امتیازخوانده‌ام

شازده کوچولو

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

شازده کوچولو
نقل قول

شازده کوچولو

شازده کوچولو: شادی ادما چیه؟ روباه: همون که حرف دلشون رو باهاش میزنن

۶ پسند