۲۹ رمان
سیدمهدی شجاعی در شهریور ماه سال 1339 در تهران به دنیا آمد. در سال 1356 پس از اخذ دیپلم ریاضی، به دانشكده هنرهای دراماتیك وارد شد و در رشته ادبیات دراماتیك به ادامه تحصیل پرداخت. همزمان، به دانشكده حقوق دانشگاه تهران رفت و پس از چند سال تحصیل در رشته علوم سیاسی، پیش از اخذ مدرك كارشناسی، آنرا رها كرد و بهطور جدی كار نوشتن را در قالبهای مختلف ادبی ادامه داد.
2 کبوتر 2 پنجره 1 پرواز
سرت را اگر روی پایم بگذاری، دستم را اگر در میان موهایت گم کنی، چشمهای بستهات را اگر به من بدوزی، کلام مرا شاید بهتر دریابی.
صدای دلخراش خمپاره میخواهد نگذارد که تو حرفهایم را بشنوی. این جاده قلوه کن شده از گلولههای نابینای دشمن، این تکانهای بیوقفه و ناگزیر آمبولانس، غرشگاه و بیگاه هواپیماها و هلیکوپترهای، ریزش بیامان گلولهها، نمیگذارند ...
کمی دیرتر
من اگرچه از شرم و خجالت، سرم را به زیر انداخته بودم و در بنبست ذهنم به دنبال روزنه امیدی میگشتم ولی از حال و روز اسد هم غافل نبودم که با چهره مغموم و یاسآلود، پرونده را برای چندمینبار تورق میکرد به این امید که شاید دستاویز مطمئنی برای من بیابد. البته بعد از هر تورق، چهرهاش خستهتر و ...
خدا کند تو بیایی
از عمق ناپیدای مظلومیت ما، صدایی آمدنت را وعده میداد.
صدا را، عدل خداوندی صلابت میبخشید و مهر ربانی گرما میداد.
و ما هر چه استقامت، از این صدا گرفتیم و هر چه تحمل، از این نوا دریافتیم.
در زیر سهمگینترین پنجههای شکنجه تاب میآوردیم که شکنج زلف تو را میدیدیم. در کشاکش تازیانهها و چکاچک شمشیرها، برق نگاه تو تابمان میداد و ...
سقای آب و ادب
این سرزمین را به یقین میشناسی! کربلای بعد از واقعه است! کربلای پس از عاشورا است. و اینان که تدفین پیکر شهیدان را به پایان میبرند، قوم بنیاسدند. سجاد که اینچنین مغموم و گریان و خمیده و در خود شکسته است، پس از تدفین پیکر پدر، به تدفین این پیکر دیگر مشغول گشته است.
سری که درد میکند
بعضی از آدمها سعی میکنند که دزدی را کار زشت و ناپسندی جلوه دهند. البته کاش فقط سعی میکردند. عدهای واقعا باورشان شده که امرار معاش از طریق دزدی کاری ناشایست است.
نگاه این قبیل آدمها به یک دزد یا سارق، شبیه نگاه به یک فرد خلافکار است. اینها حتی نسبت به رشوه و اختلاس هم نظر مثبتی ندارند. و اگر ...