رمان ایرانی

مزایده 1 قلب شکسته

هنوز هم صدایش توی گوش‌هایم می‌پیچد: «تو خیلی ماهی، هیوا!» اگه من ماه بودم پس چرا این‌قدر زود تو شب چشم‌هاش افول کردم؟ نکنه خورشید وجود خواهرم حوری، این درخشش آنی رو زیر پرتو شعاع فروزان و خیره‌کننده خود محو و ناپدید کرده؟ شاید... فقط از من... از شیطنت‌هام خوشش می‌‌آد! فقط تا همین حد! نه بیشتر!...

علم
9789642240708
۱۳۸۸
۳۳۲ صفحه
۲۲۲۸ مشاهده
۰ نقل قول
نیلوفر لاری
صفحه نویسنده نیلوفر لاری
۳۱ رمان نویسنده 30 رمان ازجمله: کسی پشت سرم آب نریخت/ یادش بخیرنازلی/ دوآتیشه/ ازلج تو/ یکی رادوست می دارم/ قرارنبود
دیگر رمان‌های نیلوفر لاری
در دایره قسمت
در دایره قسمت
تقدیر این بود که
تقدیر این بود که باد سردی وزیدن گرفت و چند برگ زرد پاییزی روی قبرها را پوشاند. همراه با صدای کلاغ‌ها که از دور شنیده می‌شد قلب‌هامان با تپش سوزناکی مرثیه‌سرایی می‌کرد، مرثیه‌ای غمگین برای مرگ مادر.
بهار من باش
بهار من باش ببین چه ساده یخ زد تو قلب خسته امید نگو فریاد عشق رو کی از حنجره دزدید طلوعی در میون نیست ندید آفتاب مرد تو این گستره غم گل زندگی پژمرد...
سرسپرده
سرسپرده یه جوری نگام نکن بند دلم پاره بشه تو خودت می‌خواستی این جور غم ما چاره بشه چرا گریه می‌کنی پشت سر مسافرت آخرین دیدار و بسپار مثل من به خاطرت من از نگاه سوت و کور تو همیشه طردم کاسه آب و نریز پشت سرم که برنگردم مگه دلم کافی نبود واسه تصدیق چشمات؟
ناز نازان (به تلخی زهر 1)
ناز نازان (به تلخی زهر 1) هرگز گمان نداشت دنیا به این پوچی و تنگی و پست باشد. هرگز فکر نکرده بود روزی در برهه‌ای از زمان از خنجر تقدیر در یک لحظه زودگذر و آنی ضربه‌ای کاری بر او فرود آید و این چنین روح زندگی را در او بکشد و او را نیز بر خاک ذلت و ناکامی سرنگون سازد. او هرگز دنیا را ...
مشاهده تمام رمان های نیلوفر لاری
مجموعه‌ها