رمان خارجی

مرگ خوش

(Mort heureuse)

مرگ خوش، تنها اثر آلبر کامو است که بعد از مرگش منتشر شد. این کتاب، پیش‌زمینه‌ای برای نوشتن بیگانه بوده است. کامو این اثر را در جوانی نوشت و بیشترین خاطرات خود را از سفرش به منطقه بلکو، اروپای مرکزی، به ویژه ایتالیا به تصویر کشید.

احسان لامع
نگاه
9789643513474
۱۳۸۷
۱۴۴ صفحه
۱۶۲۳ مشاهده
۳۴ نقل قول
آلبر کامو
صفحه نویسنده آلبر کامو
۴۷ رمان آلبر کامو (به فرانسوی: Albert Camus) (زادهٔ ۷ نوامبر ۱۹۱۳ - درگذشتهٔ ۴ ژانویه ۱۹۶۰). نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌نگار الجزایری-فرانسوی‌تبار بود. او یکی از فلاسفهٔ بزرگ قرن بیستم و از جمله نویسندگان مشهور و خالق کتاب بیگانه است. کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر «آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر می‌پردازد»[۴] برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. آلبر کامو پس از رودیارد کیپلینگ جوان‌ترین برندهٔ جایزهٔ نوبل و همچنین نخستین نویسندهٔ زادهٔ قارهٔ آفریقا است ...
دیگر رمان‌های آلبر کامو
شهربندان و عادل‌ها
شهربندان و عادل‌ها شهربندان به هیچ روی یک روایت دیگر از طاعون نیست.البته به طور کنایی این نام را به یکی از بازیگرانم داده‌ام .زیراکه او حاکم مطلق است. . .
خوشبخت مردن
خوشبخت مردن خوشبخت مردن، تنها اثر آلبر کامو است که بعد از مرگش منتشر شد. این کتاب، پیش‌زمینه‌ای برای نوشتن بیگانه بوده است. کامو این اثر را در جوانی نوشت و بیشترین خاطرات خود را از سفرش به منطقه بلکو، اروپای مرکزی، به ویژه ایتالیا به تصویر کشید.
تعهد اهل قلم (مقاله‌هایی در زمینه ادبی و اجتماعی)
تعهد اهل قلم (مقاله‌هایی در زمینه ادبی و اجتماعی) در قسمت نخست این کتاب، نقدهای کامو درباره آثار نویسندگان بزرگ چون داستایفسکی و سارتر و سیلونه و دیگران آورده شده. به‌علاوه شرح و تفسیرهایی که کامو بر رمان‌ها و نمایش‌نامه‌های خود نوشته است، نیز در بخش دیگری از کتاب افزوده شده است.
تابستان
تابستان کتاب «تابستان» مجموعه هشت مقاله است که آلبر کامو آن‌ها را در فاصله زمانی سال‌های 1939 تا 1953 نوشته و برای نخستین بار در سال 1954 به صورت یک مجموعه منتشر می‌کند. الجزیره برای کامو همواره شهر تابستان‌ها بوده و آفتاب این شهر به گونه‌ای تنگاتنگ با کودکی و جوانی وی عجین شده است. کامو در لحظاتی نادر در اوج یک ...
دور از دیار و قلمرو
دور از دیار و قلمرو در ظلمت خشک و سرد شبانه، هزاران ستاره نمایان شدند و درخشش یخ‌زده‌شان بی‌‌درنگ از هم جدا شده و شروع کردند به طرز نامحسوسی لعزیدن به سوی افق. «ژانین» نمی‌توانست از تماشای این آتش‌های سرگردان چشم بردارد. همراه با آن‌ها می‌چرخید و همان چرخش بی‌حرکت، رفته ‌رفته او را با ژرف‌ترین نقطه ذاتش که اکنون سرما و هوس در آن در ...
مشاهده تمام رمان های آلبر کامو
مجموعه‌ها