زندگی پدری عیاش اما دوستداشتنی در این کتاب روایت میشود. داستان آغازی واقعگرا دارد اما به تدریج با اساطیر و کابوسهای سرزمین جنوب در هم میآمیزد و حال و هوایی وهمآلود و جادویی پیدا میکند...
حلزونهای پسر
با خودم گفتم باید به این سفر بروم و میدانم چیزی از این بیرحمانهتر نیست. پس بیجهت نبود که از سر شوق ریشم را با دقت تراشیدم، دندانهایم را مسواک زدم و توشه مختصری در ساک دستیام چپاندم.
همین حالا داشتم چیزی میگفتم
همین حالا یک چیزی میپرد توی مخم: مسلما با یک جور وسیله نقلیه و یک چمدان، به در بزرگی رسیده بودیم که دیوارهای بلندش مرا به فکر وا میداشت. یعنی چه؟! به دامادم میگویم پس چرا ماهرخ نیامده. او با وقاحت جوابم میدهد: مردهها به تعطیلات نمیروند و احتیاجی به این جور جاها ندارند. منظورش را نمیفهمم. او همیشه با ...
به چشمهای هم خیره شده بودیم
چشمهایش را میبندد. نور لرزان چراغ قوه سایهی مژههایش را تا بالای ابروها گسترش میدهد، و همچون بیشهای هاشور زده، روی پیشانیاش پخش میشود. پلکهای بستهاش، با آرامش خاصی دیده میشود. به خودم میگویم صورتش حالتی دارد که میتوانم حدس بزنم پشت تاریکی آن پلکهای بسته چه چیزهایی را میبیند، چون گاهی سایه افکار درونیاش به پوست صورتش فشار میآورد ...
سگی در خانه 1 آنارشیست دست دوم
جهان داستانهای احمد آرام در هم تنیده شده است، به همین دلیل ترکیبی بدیع میسازد و وقایعی متنوع و در خور توجه. از همین رو تولید نور، رنگ و صدا یکی از شیوه های روایی، برای رسیدن به زبان مکان است.
تحلیل روانشناختی آدم های این داستانها، در بحبوحه زندگی پرپیج و خم معاصر، زوایای روح آنها را به جهان داستانهاش ...