رمان ایرانی

کابوس باغ سیاه

از باغ، همیشه صدای کلاغ می‌آید. لانه‌هایش بالای درخت‌های خشکیده سپیدار است و گروه گروه، آن بالاها می‌چرخند. دیوار مستطیلی باغ ما، چهار ضلع گلی و بلند دارد، در بعضی جاها کمی ریخته و بدترکیب و سردستی، بازسازی شده و در برخی نقطه‌ها هنوز قطور و قبراق، ما را دربر گرفته است.

9786001880063
۱۳۹۰
۱۰۰ صفحه
۲۹۳۹ مشاهده
۰ نقل قول
آرمان آرین
صفحه نویسنده آرمان آرین
۲۴ رمان آرمان آرین زاده‌ی ۱۳۶۰ است. او با آفرینش اثر سه‌گانهٔ «پارسیان و من» به دنیای ادبیات شناسانده شد. پارسیان و من نام رمانی است در سه جلد که بیان‌کننده‌ی استوره، حماسه و تاریخ ایران است. جلد نخست این کتاب با نام پارسیان و من: کاخ اژدها بیان‌کننده‌ی داستان ضحاک ماردوش (آژی‌دهاک) است. جلد دوم با نام پارسیان و من: راز کوه پرنده بیان‌کننده‌ی پهلوانی‌های رستم و شرح هفت خوان او در قالب رمانی جذاب است و کتاب سوم هم با نام ...
دیگر رمان‌های آرمان آرین
گوشواره تلخ (مجموعه داستان‌های کوتاه)
گوشواره تلخ (مجموعه داستان‌های کوتاه) درون دل من پسر تنهایی زندگی می‌کند که نه می‌خواهد بزرگ شود و نه کوچک می‌ماند! او به وسعت تمام پسرانی‌ست که تا به حال در آن‌ها اندیشیده‌ام. گاه در سکوت، عمل می‌کند و گاه بیزار از تحرک، یکسره سخن می‌گوید. در این کتاب ما یکدیگر را روایت کرده‌ایم. من او را و او مرا.
اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز)
اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز) در این جلد با خطوط پرماجرای زندگی اشوزدنگهه، این ابر مرد تاریخ ـ اسطوره‌ای در عصر جیرفت و حمله‌ی خیون‌های چادرنشین روبه‌رو می‌شویم که او همراه با ملکه فرینی و یارانش نقشی خطیر را برای نجات سرزمین‌اش به دوش دارد. برای یافتن ورجمکرد با آن دو خبیث و شریران دیگر، به سود حقیقت و مردم وارد میدان شده است، در عصر ...
رویای باغ سپید
رویای باغ سپید آرمان آرین متولد 1360، فارغ‌التحصیل رشته سینما از دانشکده سینما تئاتر تهران است. او اینک به طور تمام وقت به حرفه نویسندگی (داستان بلند و کوتاه، تدریس و پژوهش،‌ فیلم‌نامه و بازی‌نامه‌نویسی) می‌پردازد و در این زمینه تاکنون جوایز زیر را برای کتاب‌هایش که همگی مضامین اسطوره‌ای، تاریخی، دینی و ماورایی دارند، دریافت کرده است: جوان‌ترین برنده کتاب سال ایران، ...
بر بنیادهای هستی (پتش خوارگر 3)
بر بنیادهای هستی (پتش خوارگر 3) پیتون غرق در فکرهایش گام برداشت و زیر نور کم‌رمق ماه زمزمه کرد: «گفتی اسم آن پسرک چه بود؟» رزوان‌داد با آهسته‌ترین صدایی که از حلقوم خش‌دارش برمی‌آمد گفت: آراستی! اما فکر نکن که پیدا کردن و به چنگ آوردنش از دست آن گوی دیوانه آسان است. جادوگر جواب داد: «خوب حواست را جمع کن و به من بگو آیا ...
مشاهده تمام رمان های آرمان آرین
مجموعه‌ها