رمان خارجی

من او را دوست داشتم

(Je laimais)

سرمای زمستان. سوناتی در کنج آتش شومینه. قطره اشکی که بر گونه‌ زنی جوان جاری می‌شود. دو دختر بچه که به خواب رفته‌اند. مردی که در سکوت شبی بی‌ماه خود را فرو می‌ریزد، راز می‌گشاید و زندگی.

قطره
9789643418427
۱۳۹۰
۱۷۶ صفحه
۳۶۲۰ مشاهده
۲۴ نقل قول
نسخه‌های دیگر
آنا گاوالدا
صفحه نویسنده آنا گاوالدا
۲۳ رمان آناگاوالدا نویسنده ی موفق فرانسوی است، که از همان دوران کودکی اش شاهد فرسایش عشق در روابط زناشویی بوده است. دخترک نوجوانی بود که والدینش از یکدیگر جدا شدند. در نوجوانی کار می کرد کارهایی از قبیل پیشخدمتی، فروشندگی،بازاریابی آزانس املاک،صندقداری و گل آرایی . و همان جا بود که آموخت: ((زندگی را آموختم.دسته گل های کوچک برای همسران و دسته گل های بزرگ برای معشوقه ها...)). در 22 سالگی با یک دامپزشک فرانسوی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند ...
دیگر رمان‌های آنا گاوالدا
با هم بودن
با هم بودن «کامیل» دختری جوان که به کارهای نظافت و خدمتکاری اشتغال دارد، به دنبال هم‌خانه نیست ولی از سر تصادف هم‌خانه‌ای پیدا می‌کند و به تدریج سرو کله آدم‌هایی دیگر نیز در زندگی‌اش پیدا می‌شود. در بحبوحه زندگی‌های به هم ریخته، نوری در تاریکی می‌درخشد و آن‌ها به هم نزدیک‌تر می‌شوند. «با هم بودن» رمانی درباره زندگی شخصی، تجربه تنهایی و ...
بازی دوستانه
بازی دوستانه او همیشه خود را به دور از جمعیت نگه می‌داشت... آنجا، به دور از نرده‌ها، دور از دسترس ما، با نگاهی تب‌دار و دست به سینه، حتی بیشتر از دست به سینه، با دست‌های بسته، قفل شده در هم، گویی سردش بود یا دردی در شکم حس می‌کرد. انگار به خودش می‌چسبید تا نیفتد. او با همه ما روبه‌رو می‌شد، ...
مجموعه داستان‌های آنا گاوالدا
مجموعه داستان‌های آنا گاوالدا زبان فارسی ...
کاش کسی جایی منتظرم باشد
کاش کسی جایی منتظرم باشد سن ژرمن دپره؟... می‌دانم الان چه می‌گویید: «وای خدا، هتل لفت بانک دیگر خیلی پیش‌پا افتاده و کلیشه‌ای شده، سگان پیش از تو و البته خیلی هم بهتر از تو درباره آن نوشته! مگر سلام بر غم را نخوانده‌ای؟» می‌دانم. اما چه انتظاری دارید؟... بعید می‌دانم هیچ‌کدام از این‌ها در بلوار کلیشی یا جای دیگر پاریس، برایم اتفاق می‌افتاد. زندگی ...
گریز دلپذیر
گریز دلپذیر ‹‹گریز دلپذیر››، آخرین اثر گاوالدا، رمانی کم حجم اما بسیار گیرا است. سفر شادمان چهار خواهر و برادر به دنیای کودکی‌شان تا چند ساعتی،زندگی روزمره و رنج‌های خود را فراموش کنند، تا شاید دوباره آن آرامش و دل‌خوشی را که زندگی‌شان در نقش آدم‌های بالغ و بزرگسال از آن‌ها ربوده، بازیابند. ...«چیزی شبیه یک روز مرخصی اضافی حین خدمت، کمی مهلت، ...
مشاهده تمام رمان های آنا گاوالدا
مجموعه‌ها