رمان خارجی

زندان‌هایی که برای زندگی انتخاب می‌کنیم

(Prisons we choose to live inside)

داستان‌های لسینگ به شدت مبتنی بر زندگی شخصی اوست، و بخش بزرگی از آن‌ها بر تجربه‌های او در آفریقا بنا شده است. لسینگ به کمک خاطرات کودکی و به دلیل درگیری جدی‌اش با سیاست و دغده‌های اجتماعی،‌ در آثار خود به برخورد فرهنگ، بی‌عدالتی‌های فاحش در نابرابری اجتماعی، نبرد میان عناصر متضاد در شخصیت فرد، و تضاد میان وجدان فردی و مصلحت جمعی می‌پردازد.

مژده دقیقی
کندوکاو
9789649011738
۱۳۸۹
۱۲۰ صفحه
۱۲۰۵ مشاهده
۸ نقل قول
دوریس لسینگ
صفحه نویسنده دوریس لسینگ
۱۶ رمان Both of her parents were British: her father, who had been crippled in World War I, was a clerk in the Imperial Bank of Persia; her mother had been a nurse. In 1925, lured by the promise of getting rich through maize farming, the family moved to the British colony in Southern Rhodesia (now Zimbabwe). Like other women writers from southern African who did not graduate from high school (such as Olive Schreiner and Nadine Gordimer), Lessing made herself into ...
دیگر رمان‌های دوریس لسینگ
نگاه خیره
نگاه خیره ماری آن شب وقتی دیمتریوس به خانه آمد با او حرف نزد. مثل همیشه دیروقت، بعد از نیمه‌شب به خانه آمد ولی او در تخت انتظار منتظر آمدنش نشسته بود. او در اطراف خانه تلوتلو خورد و هر کدام از لباس‌هایش را به طرفی پرتاب کرد. تا اینکه خودش را به روی تخت انداخت. نگاه خیره‌ای به ماری انداخت، پشتش ...
تابستان پیش از تاریکی
تابستان پیش از تاریکی داستان سفری به درون. حکایت زنی است با آشفتگی‌های روحی‌روانی که باید خود را پیدا کند. رمان حاضر روایتی ساده دارد، آمیخته به رویا و اسطوره.
رهنمودهایی برای نزول در دوزخ
رهنمودهایی برای نزول در دوزخ دوریس لسینگ در سال 1919 از پدر و مادری انگلیسی در کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش در آن هنگام مدیر یکی از شعب بانک‌ شاهنشاهی ایران بود. دوریس در شش سالگی همراه با خانواده به رودزیای جنوبی (زیمبابوه امروزی) عزیمت کرد. در چهارده سالگی مدرسه را رها کرد و به کارهایی چون پرستاری و منشی‌گری پرداخت. پس از دو بار ...
نامه عاشقانه‌ای که هرگز فرستاده نشد
نامه عاشقانه‌ای که هرگز فرستاده نشد نامش هتی بود و در اوایل قرن بیستم به دنیا آمده بود. در سن هفتاد سالگی بر اثر سوء تغذیه و سرمای شدید، جان داد. مدت مدیدی را تنها بود؛ تقریبا از همان زمان که شوهرش کمی پس از جنگ جهانی دوم در زمستانی سرد و طاقت‌فرسا بر اثر ذات‌الریه مرد. از میان تمام فرزندانش، تنها، دخترش در آستانه سال ...
دری که می‌خواند
دری که می‌خواند پاس‌دار در: وقتشه به ما ملحق بشید. (پاس‌دار در،‌ روبروی انبوه ماشین‌آلات می‌ایستد، انگار که بخواهد مراسمی را رهبری کند. نمایندگان و مقامات و ماموران صفی پشت او تشکیل می‌دهند.) یکی از آن گروه: اصلا چرا باید مراسمی برگزار بشه؟ مگر قرار نیست بریم بیرون؟ (این شخص، و دیگر اعضای آن گروه، به در برپا ایستاده در محراب نگاه می‌کنند، سرهاشان را ...
مشاهده تمام رمان های دوریس لسینگ
مجموعه‌ها