رمان خارجی

باغ پیامبر و سرگردان

(The garden of the prophet)

این کتاب شامل سه بخش است. در بخش اول، سال‌شمار زندگی جبران خلیل جبران را می‌خوانیم. بخش دوم اختصاص به داستان باغ پیامبر دارد و بخش سوم با عنوان سرگردان، مجموعه‌ای از پنجاه و دو قطعه از قطعات جبران است.

آرش حجازی
کاروان
9789641144854
۱۳۸۶
۱۸۴ صفحه
۲۴۴۹ مشاهده
۰ نقل قول
جبران خلیل جبران
صفحه نویسنده جبران خلیل جبران
۳۷ رمان او در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳، در خانواده‌ای مسیحی مارونی (منسوب به مارون قدیس) که به خلیل جبران شهرت داشتند، در البشری، ناحیه‌ای کوهستانی در شمال لبنان به دنیا آمد. مادرش زنی هنرمند بود که «کامله» نام داشت. مادر جبران کامله رحمه، سی ساله بود که جبران را از شوهر سومش خلیل جبران به دنیا آورد. شوهرش مردی بی مسئولیت بود و خانواده را به ورطه فقر کشاند. جبران خلیل یک برادر ناتنی به نام «پیتر»، شش سال بزرگتر از ...
دیگر رمان‌های جبران خلیل جبران
مجموعه آثار جبران خلیل جبران 2 (2جلدی)
مجموعه آثار جبران خلیل جبران 2 (2جلدی) این مجموعه بسیار غنی از انواع داستان‌ها، در قالب نثر یا نظم، حکایات و روایات و یا حتی رساله‌هایی اتوبیوگرافی، شامل مهم‌ترین آثار ادبی خلیل جبران می‌باشد و با نهایت دقت انتخاب شده است.
اشکی و لبخندی
اشکی و لبخندی این کتاب شامل پنجاه و یک قطعه از سروده‌های «جبران خلیل جبران» است. جبران در این کتاب می‌گوید: ”آرزومندم زندگی به شکل اشکی و لبخندی باقی بماند: اشکی که قلبم را تطهیر می‌کند و اسرار پنهان زندگی را به من می‌فهماند. لبخندی که مرا به فرزندان سرزمینم نزدیک می‌سازد و نشانی برای پرستش خداست“.
پیامبر (پیام‌آور)
پیامبر (پیام‌آور) پیامبر قصه پیام‌آوری است که روزی با کشتی در ساحل شهری به نام اورفالیس پیاده می‌شود. ناخدا و ملاحان کشتی با او عهد می‌کنند که دوازده سال بعد او را در همین ساحل سوار کنند و به زادگاهش بازگردانند. پیامبر که نامش مصطفی است همچون غریبه‌ای در میان مردم شهر می‌زیست و بیشتر در خلوت تنهایی خویش به سر می‌برد ...
ارواح سرکش
ارواح سرکش چه نگون بخت است زنی که از بی‌خودی نوباوگی به خود می‌آید و خود را در خانه‌ی مردی می‌یابد که مال و ثروتش را به پای او می‌ریزد و با تمجید و ستایش او را به سوی خود جذب می‌کند، اما نمی‌تواند دلش را با شراره‌ی حیات‌بخش عشق لمس کند و قادر نیست که روح او را از باده‌ی آسمانی ...
بال‌های شکسته
بال‌های شکسته " هجده ساله بودم که برای اولین بار، عشق چشمانم را با پرتوهای جادویی‌اش گشود و روحم را با انگشتان سوزانش لمس کرد، و سلما کرمی نخستین زنی بود که با زیبایی‌اش روحم را بیدار کرد و مرا به باغ عاطفه‌ی والا برد، آن‌جا که روزها چونان رویا می‌گذرند و شب‌هایش چونان جشن عروسی است. " جبران خلیل جبران رازهای تکان ...
مشاهده تمام رمان های جبران خلیل جبران
مجموعه‌ها