نمایش‌نامه

نمی‌دونم فردا چی می‌شه

(I cant imagine tomorrow)

در این نمایش نامه‌ "تنسی ویلیامز" نیز عشق و روابط انسان‌ها در پیچ و خم گره‌های فروخورده، ناتوانی‌های جسمانی همچون آینه‌ی زخم‌های روح و تردیدها و تعلیق‌های دایمی در گذر زمان به تصویر کشیده شده است. شخصیت‌های این نمایش‌نامه زنی مردد و مردی با زبان الکن‌اند، و آینده‌ی عشق را هیچ یک نمی‌دانند.

نیلا
9789648573022
۱۳۸۷
۲۴ صفحه
۱۴۸۸ مشاهده
۰ نقل قول
تنسی ویلیامز
صفحه نویسنده تنسی ویلیامز
۲۳ رمان تنسی ویلیامز نویسنده مشهور آمریکایی و یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر در ادبیات آمریکا محسوب می‌شود. از آثار مشهور وی می‌توان به نمایشنامه‌هایی همچون اتوبوسی به نام هوس، گربه روی شیروانی داغ، باغ وحش شیشه‌ای، شب ایگوانا و خالکوبی رز اشاره کرد. نمایشنامه «گربه روی شیروانی داغ» در سال ۱۹۵۵ برنده جایزه پولیتزر شد.
دیگر رمان‌های تنسی ویلیامز
باغ‌وحش شیشه‌ای
باغ‌وحش شیشه‌ای این فکر به مغز اون هجوم آورد که مرد جوونی رو برای لورا دست و پا کنه. قیافه خیالی این جوون، مثل شبح یک هیولای مبهم تو آپارتمان سایه انداخت. به ندرت شبی می‌گذشت که از این موجود، از این روح، از این امید خانواده ما صحبتی به میون نیاد. اگر هم صحبتی از اون نمی‌شد، فکرش توی چهره پریشان ...
خال گل سرخ
خال گل سرخ وقتی یکی از دوستان دخترم رقص یادم می‌داد، ازش پرسیدم: چطور می‌فهمی پسرها از کدام طرف می‌روند؟ او گفت: با بدنت احساس می‌کنی! گفتم: چطور با بدن می‌توان احساس کرد؟ گفت: با چسباندن به او! به همین علت به تو می‌چسبیدم! متوجه نبودم که...
تابستان و دود
تابستان و دود هرگز مگو عشق مال توست عشق که هرگز نگفت می‌تواند باشد از آن باد آرامی که می‌گذرد در سکوت نادیدنی به عشقم گفتم، به عشقم گفتم تمام قلبم را به او گفتم. لرزان، سرد، در هراسی مخوف عشق من رخت بربست و رفت او پیش از من نرفته بود تا غریبه از کنارش بگذرد در سکوت و نادیدنی و به چنگش آورد با یک آه.
هر 20 دقیقه
هر 20 دقیقه صحنه: گوشه یک آپارتمان باب روز شهری با رادیو، صندلی، مبل، و گنجه نوشیدنی‌ها با چراغ پایه‌دار. مرد و زنی تقریبا چهل ساله تازه از مهمانی آخر شب به خانه برگشته‌اند. مرد دارد نگاهی به روزنامه می‌اندازد و نوشیدنی ترکیبی‌اش را می‌نوشد. زن دارد سیگار می‌کشد. زن: می‌گن هر بیس دقیقه یکی تو امریکا خودشو می‌کشه. مرد: کی می‌گه؟ زن: ...
اتاق تاریک
اتاق تاریک لحظات عذاب‌آوری در سکون و بی‌حرفی گذشت. وقتی زن دوباره شروع به حرف زدن کرد، در صدایش آهنگی از وحشت بود. احتمالا داشت متوجه می‌شد که چه اتفاقی افتاده بوده، چه بلایی سر مردی آمده بود که زمانی همسرش بود. «اون رو به یاد می‌آری ـ باید به یاد بیاری ـ داستان لیلا و جیکوب رو؟»
مشاهده تمام رمان های تنسی ویلیامز
مجموعه‌ها