۲۲ رمان
Woody Allen (born Allen Stewart Königsberg) is a three-time Academy Award-winning American film director, writer, actor, jazz musician, comedian and playwright. His large body of work and cerebral film style, mixing satire, wit and humor, have made him one of the most respected and prolific filmmakers in the modern era. Allen writes and directs his movies and has also acted in the majority of them. For inspiration, Allen draws heavily on literature, philosophy, psychology, Judaism, European cinema and New York ...
دوباره اون آهنگو بزن سم از این آب ننوشید
این دو نمایشنامه وودی آلن نخستین تجربههای اویند در تئاتر برادوی و هر دو هم بعدتر با بازی خود او به فیلم در آمدند، کمدیهایی سرزنده و شوخ و شنگ و پرشتاب که غالب درونمایهها و دغدغههای همیشگی آثار آلن را در خود دارند، پیچیدگیها و بحرانهای روابط عاطفی، نسبیتهای اخلاقی و تقارنها و تصادفهایی که مسیر زندگی آدمی را ...
عوارض جانبی (مجموعه طنزهای وودی آلن)
خندیدن ـ به...
خندیدن از یک بازی شروع میشود.
اختلالی کوتاه در نظم نمادین یا یک جابهجایی بازیگوشانه در نظم جدی، خشک و مکرر زندگی.
به این معنا، اگر خندیدن ـ به... را از معنای غیر اخلاقی آن تهی کنیم، باید بگوئیم که خندیدن همیشه به دستمایههایی، هرچند ناچیز، نیاز دارد.
به هرحال باید به چیزی خندید و بهترین دستمایهها برای خندیدن، همیشه ...
طنزهای وودی آلن (بی بال و پر)
در اینکه دنیایی نامرئی وجود دارد، شکی نیست. مسئله اینجاست که این دنیا تا مرکز شهر چقدر فاصله دارد و شبها تا کی باز است؟ حوادث مرموز مرتبا اتفاق میافتند. یکی جن و پری میبیند. یکی سر و صدا میشنود: و یکی از خواب میپرد و میبیند که دارد توی هوا راه میرود.
جنایت سازمانیافته
سال گذشته، جنایت سازمانیافته مستقیما مسئول بیش از صد قتل بوده و با قرض دادن یا کرایه ماشین به قاتلان یا نگه داشتن کت آنها، به شکل غیر مستقیم در صدها قتل دیگر مشارکت داشته، فعالیتهای غیر قانونی دیگری که اعضای کوزانوسترا در آن شرکت داشتهاند شامل قمار، مواد مخدر، فحشا، هواپیماربایی، نزولخواری، و انتقال یک ماهی سفید بزرگ از ...
هرج و مرج محض
سیمینوف گفت: «نمیخوام اسم ببرم، اما سالها قبل یه سرمایهگذار بانکی بود که نتونست بچهاش را بفرسته یه مهدکودک درست و حسابی. میگن بچهاش رسوایی به بار آورده و نتونسته نقاشی انگشتی بکشه.
بگذریم، پسره که مدرسه مورد نظر پدر و مادرش راهش ندادن، مجبور میشه... نمیدونم چه جوری بگم...»
«مجبور میشه که چی؟ بگو! من طاقتش رو دارم!»
«بزار این جوری برات ...