رمان ایرانی

از کیومرث تا همای (خلاصه قصه‌های شاهنامه فردوسی)

اسطوره‌ها و افسانه‌ها چیزی نیستند جز آنچه مردم طی قرون و اعصار دوست داشته‌اند صاحب آن را به خود منتسب کنند. چیزی که دهان به دهان سینه به سینه چرخانده‌اند و (من و شما و فردوسی هم جزو مردم) کوشیده‌اند (یا کوشیده‌ایم) تا از طریق فلسفه‌ وجودی قومیت و ملیت خود را برای خود و دیگری بازگو کنند و هویت بسازند. این بحث مطرح نیست که اصولا سلسله‌ پادشاهی ایران با همان نظم و ترتیبی که در شاهنامه‌ فردوسی آمده سندیت دارد یا ندارد، بلکه مهم گفتاری است که فردوسی بر مبنای تعریف‌ها و تاویل‌ها و تفسیر خود از این رویداد‌های مردم‌پسند به خوانندگان می‌دهد.

9786001821592
۱۳۹۵
۵۲۸ صفحه
۲۴۴ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های محمد محمدعلی
رعد و برق بی‌باران
رعد و برق بی‌باران
دریغ از روبه‌رو
دریغ از روبه‌رو
نقش پنهان
نقش پنهان من 1 ایرانی تمام عیارم. فکر می‌کنم باید شریک غم دیگران باشم و شادی دیگران مربوط به خودشان است. رفتن به مجلس ختم را ضروری می‌دانم ولی حضور در مجلس عروسی را نه. وقتی قتلی اتفاق می‌افتد مرگ برایم جذابیت بیشتری پیدا می‌کند. برای همین احمدخان را فرستادم بالای دار. بالای دار نه. عرصه را بهش تنگ کردم تا خودکشی ...
بازنشستگی و داستان‌های دیگر
بازنشستگی و داستان‌های دیگر مجموعه داستان بازنشستگی، یکی از بهترین آثار محمد محمدعلی، نویسنده نام آشنای معاصر است. محمدعلی از معدود نویسندگان معاصر ایرانی است که ضمن جلب توجه منتقدان و دریافت چندین جایزه ادبی، توانسته در میان خوانندگان عمومی کتاب نیز مخاطبان بسیار زیادی پیدا کند. اغلب آثار او بارها تجدید چاپ شده و سنت تازه‌ای در داستان‌نویسی مدرن ایران به جا گذاشته ...
جهان زندگان
جهان زندگان ما وارث سرنوشت درگذشتگان خویشیم. اما این به آن معنا نیست که گوشه‌ای بنشینیم، و دست روی دست بگذاریم، و چون وارث درگذشتگان خویشیم، در پی تغییر سرنوشت خود و اطرافیان خود نباشیم. یا حتی ندانیم چه بر سرمان آمده که نتیجه گرفته‌ایم، ما وارث سرنوشت درگذشتگان خویشیم.
مشاهده تمام رمان های محمد محمدعلی
مجموعه‌ها