رمان خارجی

رفیق اعلی (روزنه‌ای به زندگی فرانچسکوی قدیس)

کریستیان بوبن که از چهره‌های سرشناس ادبیات معاصر فرانسه است، در کتاب رفیق اعلی کوشیده است تا با دیدی فلسفی و زبانی شاعرانه به تفسیر زندگی فرانچسکوی قدیس بپردازد. این قدیس مشهور ایتالیایی که یکی از بزرگ‌ترین فرقه‌های مذهب کاتولیک را پدید آورد و پایه‌گذار نوعی مشرب عرفانی در آیین مسیحیت شد، پیام‌آور عشقی الهام گرفته از احساس عاطفی مادر نسبت به فرزند بود، چرا که تنها صورت حقیقی عشق را نهفته در این احساس می‌دید و تمامی گونه‌های دیگر عشق را ریاکارانه و دروغین می‌انگاشت و برآن بود که آدمیان و حیوانات و نباتات و جمادات را جملگی از این عشق حقیقی بهره‌مند سازد. دراین‌باره، در فصل مربوط به کودکی فرانچسکو در کتاب حاضر چنین می‌خوانیم: «فرانچسکوی کوچولو که این زمان صورتش را به شیر و اشک‌‌آلوده است، از آن‌رو در آینده تقدسی عظیم می‌یابد که از این گنج احساس مادرانه بهره می‌گیرد و جانوران و درختان و جمله جانداران را از آن‌چه مادران همواره برای نوزاد خویش پدید آورده‌‌اند، برخوردار می‌سازد.»

پیروز سیار
طرح نو
9789647134606
۱۳۸۸
۱۸۴ صفحه
۲۵۷۶ مشاهده
۳ نقل قول
کریستین بوبن
صفحه نویسنده کریستین بوبن
۴۶ رمان کریستین بوبن، نویسنده فرانسوی زاده ۲۴ آوریل ۱۹۵۱ است. او پس از تحصیل در رشته فلسفه به نویسندگی روی آورد و تا کنون بیش از ۳۰ اثر از او منتشر شده‌است. کودکی، عشق و تنهایی دستمایه خلق آثار اوست. آثار بوبن مانند زنجیر به هم پیوسته‌اند، هر یک تصویر دیگری را روشن ساخته ودر کنار هم، تابلوی زندگی و افکار نویسنده را شکل می‌دهند. برای او تجربه‌های ساده زندگی ـ کودکی، عشق، تنهایی ـ دستمایه خلق آثاری عاشقانه‌است. بوبن بیش ...
دیگر رمان‌های کریستین بوبن
زندانی در گهواره
زندانی در گهواره من در شهری متولد شدم که بذرهای کاشته شده در آن از جنس فولاد بود درون گهواره‌ای چدنی به شکل گلوله‌ی توپ به دنیا آمدم، در خانواده‌ای پرورش یافتم که وقتی آنان را بمباران سوال می‌کردی، از جنس فولاد آب‌دیده می‌شدند. با مردانی صحبت کردم که می‌خواستند با شکافتن آسمان آن را خالی از درخشش و نور کنند. من هم‌چون ...
6 اثر
6 اثر عشق می‌آید،عشق می‌رود.همواره به زمان خویش و هیچگاه به زمان ما.برای آمدن،تمام آسمان را،تمامی زمین را،تمامی واژگان را می‌طلبد.نمی‌تواند در تنگای یک معنی بگنجد.حتی نمی‌تواند به یک خوشبختی اکتفا کند.عشق آزاد است.آزادی با خوشبختی همراه نیست.با شادی همراه است.شادی در قلب ما مانند نردبانی از نور است.نردبانی که از ما بسی بالاتر می‌رود.که از خودش بسی بالاتر می‌رود،آنجا که دیگر ...
ژه (پالتویی)
ژه (پالتویی) ژه دوهزار و سیصد و چهل و دو روز از مرگش گذشته بود که شروع به لبخند زدن کرد. در ابتدا، هیچ کس این لبخند را نمی‌دید. بر سر چیزهایی که هیچ کس نمی‌بیند، چه می‌آید؟ رشد می‌کنند. هر چیزی که رشد می‌کند، در ناپیدا رشد می‌کند و با گذشت زمان، قدرت بیش‌تر و مکان بیش‌تری می‌گیرد. پس لبخند ژه که از ...
بانوی سپید
بانوی سپید با گذر از کودکی دو چیز را از دست دادم، لذت گم کردن کفش‌هایم در گل و پابرهنه برگشتن به خانه، در حالیکه در آب به دنبال گل‌های سرخ آتشین می‌گشتم، و سرزنش‌های مادرم که بیشتر به دلیل نگرانی برای من و کمتر به سبب ناراحتی حقیقی‌اش بود، زیرا اگرچه اخم‌ها را در هم می‌کشید اما لبخند می‌زد.
غیر منتظره
غیر منتظره این‌ها جزئی از افکاری بودند که شما ـ وقتی نگاهتان می‌کردم ـ به من می‌دادید. شما امروز را به سمت زمستان آینده پیش می‌برید. این را مانند دسته گلی تازه میان بازوان برهنه‌تان می‌فشارید و ناگهان دریافتم که دیگر هرگز به زندگی من باز نخواهید گشت. دریافتم که من بدون دیدار مجدد شما خواهم مرد: فردا برای نور بخشیدن به ...
مشاهده تمام رمان های کریستین بوبن
مجموعه‌ها