رمان خارجی

آئورا

(Aura)

زنی پیر، مردی جوان و زنی جوان. در خانه‌ای که همه‌چیز در آن بوی گذشته می‌دهد و گویی تنها نیرویی که آن را برپا نگه داشته یادها و نفس‌ها و عطرهای گذشته است. اما در این میان چیزی ناشناختنی، جادویی شگفت در کار است تا از گذشته بگذرد و به اکنون و آینده، به جاودانگی، برسد: جاودانگی عشق، جاودانگی جوانی. آئورا، نام دیگر تمناست

نی
9789643128746
۱۳۹۰
۹۶ صفحه
۱۷۴۶ مشاهده
۵ نقل قول
دیگر رمان‌های کارلوس فوئنتس
درخت پرتقال
درخت پرتقال کارلوس فوئنتس نویسنده شهیر مکزیکی در کتاب «درخت پرتقال»، نگاه سنتی به تاریخ را به پرسش گرفته و یکی از آزادانه‌ترین آثارش را خلق کرده است. فوئنتس پرتقال را نماد مکزیک و اسپانیا می‌داند. در این اثر همه چیز از ترکیب 2 جنبه متفاوت شکل می‌گیرد، از به هم‌آمیختگی دو فرهنگ، دو ملت، دو خون. او امتزاج عناصر تاریخی و ...
پادشاه 1 چشم
پادشاه 1 چشم دوک: من به کسانی رو باور دارم که خودشون به هیچی معتقد نیستن. پوچی ما را به سمت چیزی که مشتاقشون هستیم سوق می‌ده. تنها با افرادی که دنبال کشف هویتم نبودن تونستم مراوده داشته باشم. دوناتا: بهتره بگی دلیل ایجاد چنین ارتباطی از سر ترحم بوده نه نیاز.
گربه مادرم
گربه مادرم -
کنستانسیا
کنستانسیا دختری میان آفتاب‌گردان‌های پژمرده در انتهای تابستان دراز کشیده و نسیم گیسوی سیاهش را به هم می‌ریزد و صدای پدر، عاشق، شوهر، پسر به او می‌گوید این‌جا بمان، از نو زاده شو، ما را بگذار تا بمیریم اما تو باید زنده بمانی کنستانسیا... به نام ما زنده بمانی، مگذار قهر و غلبه تاریخ نابودت کند... ما را با خاطره‌ات حفظ کن... ما را ...
مشاهده تمام رمان های کارلوس فوئنتس
مجموعه‌ها