تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
فروردین
اردیبهشت
خرداد

آخرین فعالیت‌ها


  • قصر
    ستاره داد
  • دلبند
    ستاره داد
  • با آخرین نفس‌هایم
    از با آخرین نفس‌هایم :

    آخرین حسرتم این است که نمی‌دانم پس از من چه پیش می‌آید. دور افتادن از این دنیای پرتلاطم، مثل ناتمام گذاشتن یک سریال پر حادثه است. گمان می‌کنم در گذشته که سیر تحولات کندتر بود، کنجکاوی مردم هم درباره دنیای بعد از مرگشان کمتر بود. باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم: خیلی دلم می‌خواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده سال یک بار ... (...)

  • مجموعه آثار نمایشی بکت (‌نمایش‌نامه)
    از مجموعه آثار نمایشی بکت (‌نمایش‌نامه) :

    آقای رونی: تو تاحالا هیچ هوس کردی یه بچه رو بکشی؟ (مکث) مثل اینکه آدم یه بدبختی مسلم رو در نطفه خفه کنه. همه افتادگان _ ترجمه نجف دریابندری (...)

  • متن‌هایی برای هیچ
    از متن‌هایی برای هیچ :

    به لب پرتگاه که می‌رسد، میپرد. شاید بعضی بگویند از نفهمی، اما نه، از زیرکی، مثل بز، با پیچ‌های خیلی تند به طرف ساحل. (...)

  • متن‌هایی برای هیچ
    از متن‌هایی برای هیچ :

    حرف زدن، چیز دیگری نیست، حرف زدن، خود را خالی کردن، اینجا مثل همیشه، چیز دیگری نیست. (...)

  • مالون می‌میرد
    از مالون می‌میرد :

    حتماً مرگ مرا با کس دیگری اشتباه گرفته است. (...)

  • مالون می‌میرد
    از مالون می‌میرد :

    در این دنیا هر چه که داشته ام از من گرفته اند، جز همین دفترچه، پس این دفترچه واقعاً برایم مهم است. مغز مداد هم همینطور، داشتم مغزش را فراموش می‌کردم، اما مغز مداد بدون وجود کاغذ چه اهمیتی دارد؟ (...)

  • مالون می‌میرد
    از مالون می‌میرد :

    تنها مسئله ای که هرگز نباید در موردش حرف بزنید خوشبختی شماست. (...)

  • مالون می‌میرد
    از مالون می‌میرد :

    آسمان از آنچه شما فکر می‌کنید دورتر است. (...)

  • مرفی
    از مرفی :

    شماره خوش یُمن. 4. صاحب زایچه باید کارهای تهورآمیز جدیدی را آغاز کند، چون تفاوت میان موفقیت و مصیبت در گروی انجام همین کار است. (...)

  • مرفی
    از مرفی :

    روزهای خوش یُمن. صاحب زایچه باید برای جذب بیشترین موفقیت دست به مخاطرات جدیدی بزند. (...)

  • مرفی
    از مرفی :

    آن بخش از وجودش که خودش از آن بیزار بود، غرق تمنای سیلیا بود و آن بخش دیگر که او عاشقش بود ، حتی با تصور سیلیا هم ور می‌چروکید. (...)

  • مرفی
    از مرفی :

    گفت: «خدا لعنتت کنه.» زن جواب داد: «همین کارم داره می‌کنه.» (...)

  • مرفی
    از مرفی :

    خورشید بی آنکه چاره دیگری داشته باشد بر همان چیزهای قدیمی می‌تابید. (...)

  • مالون می‌میرد
    از مالون می‌میرد :

    همیشه آرزو می‌کردم که کاش شب هرگز به پایان نرسد و صبح هرگز فرا نرسد تا مردم از خواب بیدار شوند و بگویند، بجنبید، ما به زودی خواهیم مرد، بیایید از این فرصت دو روزه زندگی نهایت استفاده را بکنیم. (...)

  • مرز سایه
    از مرز سایه :

    در مفهوم پاداش چیز آزاردهنده ای است. (...)

  • تهوع
    ستاره داد
  • بوف کور
    ستاره داد
  • برفک
    ستاره داد
  • جاده
    ستاره داد