Moses

Moses

+ سیاره بی‌لنگر ...
تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
تیر
مرداد
شهریور

آخرین فعالیت‌ها


  • متن‌هایی برای هیچ
    از متن‌هایی برای هیچ :

    کلمه هایم اشک هایم هستند، چشم هایم دهانم. (...)

  • متن‌هایی برای هیچ
    از متن‌هایی برای هیچ :

    … و لذت اینکه بتواند بگوید، تمام روز وقت دارم، تا اشتباه کنم، جبران کنم، آرام شوم، دست بکشم، ترسی ندارم، بلیتم تا آخر عمر اعتبار دارد. (...)

  • 1 رمانک لمپن
    از 1 رمانک لمپن :

    آدمی ابتدا کم و بیش همیشه خوب است و سرانجام همیشه بد می‌شود. (...)

  • متن‌هایی برای هیچ
    از متن‌هایی برای هیچ :

    آری، من برای همیشه اینجایم، با عنکبوت‌ها و مگس‌های مرده، در رقص با لرزش بال‌های در بندشان، و من بسیار خوشحالم، بسیار خوشحال، که تمام شد و رفت، آن هن هن‌ها و نفس نفس‌های پشت سر من، در فراز و نشیب دره اشک هاشان. (...)

  • هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
    از هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها :

    _آمدم ببینمت _خب مرا دیدی غرق در گه ،چرا نمیروی؟ _باید ازت مراقبت کنم. داری خودت را نابود می‌کنی. _آنچه مرا نابود می‌کند دیگری است _می توان میان دیگران تنها زیست _عجالتا این دیگرانند که وسط تنهایی من زندگی میکنند. _این دیگران را تنهایی تو به وسط معرکه کشیده است _آمده ای نصیحتم کنی؟ _آمده ام کمکت کنم. (...)

  • هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
    از هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها :

    خاتون مهربان‌ترین زن دنیا بود. تمام هفته میوه‌هایی را که به عنوان دسر به او می‌دادند کناری می‌نهاد تا وقتی به دیدنش می‌آیم چیزی برای پذیرایی داشته باشد. ترس او هم قابل فهم‌ترین ترس دنیا بود: ترس از بی کسی. (...)

  • هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
    از هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها :

    اما روال عادی زندگی من گویا این بود که هیچ چیز به روال عادی خود برنگردد. (...)

  • هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
    از هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها :

    منظره ویرانی آدم‌ها غم‌انگیزترین منظره‌ی دنیاست. (...)

  • هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
    از هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها :

    شاید بشود آدم‌ها را فهمید اما موقعیت‌هایی هست که قابل فهم نیستند، چون در اساس تراژیک‌اند. (...)

  • هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
    از هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها :

    او داشت به طبیعت خودش پاسخ می‌داد. (...)

  • هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
    از هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها :

    من با تصویری زندگی می‌کردم که می‌خواستم دیگران از من ببینند و او بی تصویر زندگی می‌کرد. (...)

  • هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
    از هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها :

    _ راست است که آتش می‌خورند و نمی‌سوزند؟ برق به خودشان وصل می‌کنند و آسیبی نمی‌بینند؟ _ راست است. _ شما هم این‌کار‌ها را می‌کنید ؟ _من نمی‌توانم. _ چطور؟ _ آن‌ها با اعتقاد به من این کار‌ها را می‌کنند. من با اعتقاد به چه کسی بکنم؟ (...)

  • هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
    از هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها :

    مثل زندانی محکوم به مرگی بودم که مرگش قطعی است اما روز و ساعت آن را نمی‌داند. (...)

  • هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
    از هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها :

    یک بار مرد بزرگی که گویی به یک نظر درد مرا دریافته بود، به من گفت: «سعی کن چیزی را دوست بداری. فرقی هم نمی‌کند چه چیز. خدا، زن، موسیقی، حتا مشروب یا تریاک. ولی یک چیزی را دوست بدار!» (...)

  • هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
    از هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها :

    من زیاد دچار نومیدی می‌شدم و آنچنان به بی‌حسی روانی و جسمی مبتلا بودم که ابلوموف پیشم آدم سرزنده و بانشاطی به نظر می‌رسید. هیچ چیز برایم شکوهی نداشت و به هرچه نظر می‌کردم در همان نگاه اول، چشمم به معایبش می‌افتاد. (...)

  • سقراط مجروح
    ستاره داد
  • قصر
    ستاره داد
  • دلبند
    ستاره داد
  • تهوع
    ستاره داد
  • بوف کور
    ستاره داد
  • برفک
    ستاره داد